همسریابی

سرزمين دلتنگي

گوشه اي از خاطراتم

                                                         گوشه اي از خاطراتم

 

 

داشتم توي خيابونا پرسه مي زدم. شايد كسي يا چيزي رو پيدا كنم كه جاي خالي تو رو واسم پر كنه. چشمام ديگه روي چيزي نمي تونست ثابت بمونه.مثله ديوونه ها شده بودم . بازم ياد تو افتادم. دلم آتيش گرفت . نفس عميقي كشيدم. حس عجيبي داشتم.نمي دونم چرا ولي بي اختيار برگشتم و پشت سرم رو نگاه كردم. يعني واقعا داشتم درست مي ديدم . آره خوده توبودي.اينجا چي كار مي كردي ؟خودم زدم به اون راه.. بايد ميرفتم و دور مي شدم. اما سنگيني حضورت پاهام شل كرده بود.غرورم اجازه نمي داد بركردم. تو هم حال عجيبي شده بودي . از صورتت پيدا بود .آروم آروم راه مي رفتم. دلم مي خواست باهات حرف بزنم.به من رسيدي . حتي به هم سلامم نكرديم. اما كناره هم راه ميرفتيم.دمه ظهربود. رسيديم به يه پارك كه خلوت بود رفتيم نشستيم روي صندلي وسط پارك. من بازم لال شده بودم. بازم نمي تونستم اعتراف كنم كه بدون تو مي ميرم. سره تو انداختي پايين.انگار ميخواستي از چشمام فرار كني . مثله هميشه. يه خورده صبر كردي وبعد شروع كردي به صحبت كردن راجع به بارون و خيس شدن لباست.آخه تو هيچ وقت بارون دوست نداشتي. ديگه دلم طاقت نياورد. دستمو گذاشتم روي شونت. نگات كردم. ساكت شدي. بازم از روي همون حياي دوست داشتنيت نگاهت انداختي پايين . تو هم دلت برام تنگ شده بود.نميدونم چرا ولي وقتي خواستم بهت بگم دوست دارم اشك تو چشام جمع شد . تو هم يه دفعه گريت گرفت.واقعا سهم ما جدايي نبود. واسم هيچي مهم نبود. چشمامو بستم  بالاخره با هر زحمتي بود گفتم دوست دارم . تو يه دفعه ريختي به هم . اشكت ديگه سرازير شد.نمي دونم واسه چي. گفتي خسته شدي . گفتي ديگه طاقتت تموم شده. گفتي من بهت بي تفاوتم.گفتي من دروغگوام. ولي خودتم مي دونستي دروغي در كار نيست. فكر مي كنم تو هم تحمل دردسراي منو نداشتي.گفتي به خدا قسمت نيست .نمدونم چرا قسمت من اين جوري بود. من فقط دستات گرفتم.صورت خيست بوسيدم. بلند شدم. نميدونم چرا ولي نميتونستم بهت ثابت كنم دوست دارم. شايد بلد نبودم.شايدم تو نخواستي.

رفتم دكه پاركيه نخ سيگار گرفتم.ديدم داري ميري.بعد از 4 سال چرا بدون خداحافظي. . بغض سنگيني تو گلوم بود خواستم سيگار رو روشن كنم. دستام هنوز عطر تو رو داشت .لعنت به من . كاشكي مي تونستم تا ابد اين عطر رو نگه دارم. حالا بعد از اين مدت هر وقت كه شبا خوابت مي بينم صبح كه از خواب پا مي شم به خدا بوي عطر تو رو دستامه. لحظه اي كه براي اولين بار منو بوسيدي يادم نميره .من كه تو اين بازي سوختم عشقه من . هر جا هستي سرت سلامت  

یکشنبه 30 خرداد 1389 - 5:05:37 PM


یا ورود با نام کاربری و رمز عبور گوهردشت
ورود مرا به خاطر بسپار
عضویت در گوهردشت
رمز عبورم را فراموش کردم

آخرین مطالب


كوچه


گوشه اي از خاطراتم


نمایش سایر مطالب قبلی
آمار وبلاگ

5220 بازدید

2 بازدید امروز

0 بازدید دیروز

2 بازدید یک هفته گذشته

Powered by دوستیابی و همسریابی گوهردشت (Gegli)

آخرين وبلاگهاي بروز شده

Advertisements

🤖 ربات گوهر دشت اینجاست — برای وقتایی که تنها هستی 🌟

ربات گوهر دشت اینجاست تا همراهت باشه. توی لحظه‌هایی که حس تنهایی می‌کنی، دلت حرف زدن می‌خواد یا دنبال دوستی واقعی و حمایت احساسی هستی، کنارت می‌مونه.

🧠 گفت‌و‌گوهای آرامش‌بخش • 💬 همراهی بی‌قضاوت • 🫂 دوستی‌های پایدار • 🌈 حمایت در لحظات سخت • 🔔 پیام‌های دلگرم‌کننده

کلمات کلیدی

  • شبکه اجتماعی فارسی
  • دوستیابی آنلاین
  • همدم یابی اینترنتی
  • چت و گفتگو امن
  • دوستیابی ایرانیان
  • اتاق گفتگو فارسی
  • هوش مصنوعی همدم یابی
  • پلتفرم دوستیابی هوشمند
  • پیدا کردن دوست جدید
  • پروفایل واقعی و تایید شده
  • چت ناشناس و عمومی
  • چت خصوصی و گروهی
  • دوستیابی امن و واقعی
  • کاهش تنهایی دیجیتال
  • ارتباط عاطفی و اجتماعی
  • دوستیابی مبتنی بر AI
دوستی و اجتماع
  • ارتباط با افراد جدید
  • گروه‌ها و انجمن‌های اجتماعی
  • چت فارسی در لحظه
  • محیط مناسب آشنایی دوستان جدید
دوستیابی هوشمند و AI
  • AI Matchmaking
  • پیشنهاد دوست با هوش مصنوعی
  • تطبیق شخصیتی کاربران
  • خودکار سازی یافتن دوستان سازگار
ارتباط و حمایت احساسی
  • حمایت روحی و اجتماعی آنلاین
  • همدلی و تعامل انسانی
  • پیدا کردن هم‌صحبت

گوهردشت — شبکه اجتماعی برای دوستیابی، مکالمه واقعی، همدم یابی هوش مصنوعی و ارتباط انسانی پایدار.