قسمت اول
نیمه شب آواره و بي حس و حال
در سرم سوداي جامي بي زوال
پرسه اي آغاز كردم در خيال
دل به ياد آورد ايام وصال
از جدايي يك دوسالي مي گذشت
يك دوسال از عمر رفت و برنگشت
دل به ياد آورد اول بار را
خاطرات اولين ديدار را
آن نظر بازي و آن اسرار را
آن دو چشم مست آهو وار را
همچو رازي مبهم و سر بسته بود
چون من از تكرار، او هم خسته بود
آمد و هم آشيان شد با من او
هم نشين و همزبان شد با من او
خسته جان بودم كه جان شد با من او
ناتون بود و توان شد با من او
دامنش شد خوابگاه خستگي
اينچنين آغاز شد دلبستگي
***
واي از آن شب زنده داري تا سحر
واي از آن عمري كه با او شد به سر
مست او بودم ز دنيا بي خبر
دم به دم اين عشق مي شد بيشتر
آمد و در خلوتم دمساز شد
گفت و گوها بين ما آغاز شد
گفتمش در عشق پابرجاست دل
گر گشايي چشم دل زيباست دل
گر تو زورق بان شوي درياست دل
بي تو چون شام بي فرداست دل
دل ز عشق روي تو حيران شده
در پي عشق تو سرگردان شده
گفت در عشقت وفادارم بدان
من تو را بس دوست مي دارم بدان
شوق وصلت را به سر دارم بدان
چون تويي مخمور، خمارم بدان
با تو شادي مي شود غمهاي من
با تو زيبا مي شود فرداي من
گفتمش عشقت به دل افزون شده
دل به جادوي دلت افسون شده
جز تو هر ياري به دل مدفون شده
عالم از زیباییت مجنون شده
حق نشر ©1405- 1382 گوهردشت (اولین شبکه اجتماعی ایران - گگلی) — تمامی حقوق محفوظ است
طراحی و مهندسیشده توسط دکتر محمد حجاریان
تمامی معماری پلتفرم، توسعه نرمافزار، برنامهنویسی، طراحی گرافیکی، الگوریتمهای نوآورانه این سامانه، بهطور کامل و انحصاری توسط دکتر محمد حجاریان طراحی، توسعه و مهندسی شدهاند
گوهردشت — شبکه اجتماعی برای دوستیابی، مکالمه واقعی، همدم یابی هوش مصنوعی و ارتباط انسانی پایدار.