همسریابی

tanha tanha tanhai

گلايه از خدا

ناله من از خدا

طپیتنهای دلها ناله شد آهسته آهسته
                                                               رساتر گر شود این ناله‌ها فریاد می‌گردد
دگر فریاد‌ها در سینه تنگم نمی‌گنجد
                                                             دگر جز خون غم‌پرور به رگهایم نمی‌جوشد
دگر از فرط می‌نوشی ، میم مستی نمی‌بخشد
                                                           دگر سیگار و چرس و شیره آرامم نمی‌سازد
دگر در بین رگهایم شراب عشق و سرمستی به جریان است .

مـرا از خویش مطـروم مسازید              مرا با کاروان ناله زین شهر مرانید
که کوی هستی و آرامشم هست        به صـحرای جـنـون دیگـر مرانیــدم
دلــی پـــر از شــرار آرزو دارم               لبـی دور از لبانش تشـنـه‌خو دارم
                      ز دست غم هزاران گفتگو دارم .

به حدی درد تنهایی دلم را رنج می‌داد که با دادی شررآسا  دلم خواهد زند فریاد و گویم پس خدا کو پس خدا کو ؟
خدایی کز سرشک شعله‌ آلودم بدین‌سان بی‌خبر باشد خدا نیست .
خدایی که فغان آتشینم در دل او بی‌اثر باشد خدا نیست .
شما ای مدعیانی که می‌گوئید او هست ، شمایی که صفتهای توانایی و دانایی و بویایی و صامع را در او دارید
بگوئیدم بفهمم پس چرا اشک مرا هرگز نمی‌بیند !
چرا بر ناله پرخواهشم پاسخ نمی‌گوید ، چرا او اینچنین لال و کر و کور است.

و شاید نه !! میان بارگاه خویش ، میان همسران لخت و عریانش ، به روی بستر صد‌نقش و رنگینش لبی را بر لبانش مست بنهاده ، و شاید اینکه دیگر پیر گشته ، طاقت و صبرش کنون از دست رفته ، گوشه‌گیری را میان خانقاه خود گزیده ، چرا در پرده می‌گویم خدا هرگز نمی‌باشد .
خدا هیچ است، خدا پوچ است، خدا نه شعله نه دود است .

به روی پاک صحبتهای گلرنگ ، به داغ سینه آن لاله سوگند ،
به رویاهای آن دیوانه منگ ، که من هرگز نه بشناسم خدا را ،
خدا یعنی غم و درد ، خدا یعنی می‌ ناب ، خدا یعنی لب یار ،
من این پیمانه می را خدا دانم ، من اکنون ناله نی را خدا خوانم ،
مرا پستان گرم لاله رخساران خدا باشد
خدای من حشیش و شیره و بنگ می‌باشد
خدای من شراب کهنه و خونرنگ می‌باشد

زبانم لال ، چشمم کور ، عجب بی پرده من امشب سخن راندم ، چرا توهین به درگاه خدای خویش می‌کردم ، چرا بی‌آنکه خود خواهم دلم راضی بیان بنمود ،
اگر مستانه گناهی ز من دیوانه سرزد ، ببخشیدم ، ببخشیدم ، ببخشیدم .
و اما نه ، چرا من روسیه باشم ، چرا قلاده تهمت مرا در گردن اندازد ،
نوای ساز رامشگر ، لب مستانه دلبر ، می رقصند در ساغر ،
همه و همه گناهکارند که از خویشم به در کردند و بین هست و هوشیاری مرا وادار بر این یاوه ها کردند
بله من بی گناهم بی گناهم بی گناهم .

شنبه 15 شهریور 1387 - 11:37:11 PM


یا ورود با نام کاربری و رمز عبور گوهردشت
ورود مرا به خاطر بسپار
عضویت در گوهردشت
رمز عبورم را فراموش کردم

آخرین مطالب


گلايه از خدا


نمایش سایر مطالب قبلی
آمار وبلاگ

4348 بازدید

1 بازدید امروز

0 بازدید دیروز

2 بازدید یک هفته گذشته

Powered by دوستیابی و همسریابی گوهردشت (Gegli)

آخرين وبلاگهاي بروز شده

Advertisements

🤖 ربات گوهر دشت اینجاست — برای وقتایی که تنها هستی 🌟

ربات گوهر دشت اینجاست تا همراهت باشه. توی لحظه‌هایی که حس تنهایی می‌کنی، دلت حرف زدن می‌خواد یا دنبال دوستی واقعی و حمایت احساسی هستی، کنارت می‌مونه.

🧠 گفت‌و‌گوهای آرامش‌بخش • 💬 همراهی بی‌قضاوت • 🫂 دوستی‌های پایدار • 🌈 حمایت در لحظات سخت • 🔔 پیام‌های دلگرم‌کننده

کلمات کلیدی

  • شبکه اجتماعی فارسی
  • دوستیابی آنلاین
  • همدم یابی اینترنتی
  • چت و گفتگو امن
  • دوستیابی ایرانیان
  • اتاق گفتگو فارسی
  • هوش مصنوعی همدم یابی
  • پلتفرم دوستیابی هوشمند
  • پیدا کردن دوست جدید
  • پروفایل واقعی و تایید شده
  • چت ناشناس و عمومی
  • چت خصوصی و گروهی
  • دوستیابی امن و واقعی
  • کاهش تنهایی دیجیتال
  • ارتباط عاطفی و اجتماعی
  • دوستیابی مبتنی بر AI
دوستی و اجتماع
  • ارتباط با افراد جدید
  • گروه‌ها و انجمن‌های اجتماعی
  • چت فارسی در لحظه
  • محیط مناسب آشنایی دوستان جدید
دوستیابی هوشمند و AI
  • AI Matchmaking
  • پیشنهاد دوست با هوش مصنوعی
  • تطبیق شخصیتی کاربران
  • خودکار سازی یافتن دوستان سازگار
ارتباط و حمایت احساسی
  • حمایت روحی و اجتماعی آنلاین
  • همدلی و تعامل انسانی
  • پیدا کردن هم‌صحبت

گوهردشت — شبکه اجتماعی برای دوستیابی، مکالمه واقعی، همدم یابی هوش مصنوعی و ارتباط انسانی پایدار.