انتظار
یک برگ دیگر از تقویم عمرم را پاره میکنمامروز هم گذشت
با مرور خاطرات دیروز
با غم نبودنت و سکوتی سنگین
و
من شتابان در پی زمان بی هدف
فقط میروم و
میروم
یاس ها هم مثل من خسته اند از خزان وسرما *
گرمی مهر تورا می خواهند
غنچه های باغ هم دیگر بهانه می گیرند
میان کوچه های تاریک غربت وتنهایی
صدای قدمهایت را میشنوم
اما تو نیستی
فقط صدای مبهم ست
قول داده بودی برایم سیب بیاوری ؟؟؟
سیب سرخ خورشید*
سیب سرخ امید * یادت هست ؟؟؟؟؟؟؟
و رفتی خورشید را هم بردی و من در این کوچه های تنگ وباریک
سرگردانم ومنتظر
برگی از زندگی ام را ورق میزنم
امروز به پایان دفترم نزدیکم؟؟؟؟"""""
پنجشنبه 6 بهمن 1390 - 12:19:35 AM