کلاغ
يكي بود يكي نبود هر كي بود غريبه بود
از دلم خبر نداشت كه تو رو از دلم ربود
هر كي بود هر چي كه داشت قد من عاشق نبود
واسه چشماي سيات بخدا لايق نبود
گول نگاشو خوردم و دلم رو بستم به نگاش
ديوونه بودم مثل شب يه عمري آب شدم به پاش
بعد يه عمر آزگار عشق منو گذاشت كنار
رفت پي يه عشق ديگه منو سپرد به روزگار
از اولش هيشگي نبود هيشگي به دادم نرسيد
قصه ي من به سر رسيد دلم به عشقش نرسيد
یکشنبه 7 اسفند 1390 - 11:05:30 PM