همسریابی

جفای روزگار

شب تنها

سخن گل

غنچه از خواب پرید...

و گلی تازه به دنیا آمد...

 خار خندید و به گل گفت سلام و جوابی نشنید...

خار رنجید ولی هیچ نگفت...

ساعتی چند گذشت...

 گل چه زیبا شده بود...

دست بی رحمی آمد نزدیک...

 گل سراسیمه ز وحشت افسرد...

لیک آن خار در آن دست خلید و گل از مرگ رهید...

. خار با شبنمی از خواب پرید...

 گل صمیمانه به او گفت سلام...

شنبه 10 خرداد 1393 - 9:31:23 PM


یا ورود با نام کاربری و رمز عبور گوهردشت
ورود مرا به خاطر بسپار
عضویت در گوهردشت
رمز عبورم را فراموش کردم

🤖 ربات گوهر دشت اینجاست — برای وقتایی که تنها هستی 🌟

ربات گوهر دشت اینجاست تا همراهت باشه. توی لحظه‌هایی که حس تنهایی می‌کنی، دلت حرف زدن می‌خواد یا دنبال دوستی واقعی و حمایت احساسی هستی، کنارت می‌مونه.

🧠 گفت‌و‌گوهای آرامش‌بخش • 💬 همراهی بی‌قضاوت • 🫂 دوستی‌های پایدار • 🌈 حمایت در لحظات سخت • 🔔 پیام‌های دلگرم‌کننده