دود می خیزد زخلوتگاه من کس خبر کی دارد از ویرانه ام بادرون سوخته دارم سخن کی به پایان می رسد افسانه ام دست از دامان شب برداشتم تابیاویزم به گیسوی سحر خویش را از ساحل افکندم در آب لیک از ژرفای دریا بی خبر برتن دیوار ها طرح شکست کس دگر رنگی دراین سامان ندید چشم میدوزد خیال روز و شب از درون دل به تصویر امید تابدین منزل نهادم پای را ازدرای کاروان بگسسته ام گرچه می سوزم از این آتش به جان لیک براین سوختن دل بسته ام تیرگی پا می کشد از بام ها صبح می خندد به راه شهر من دود می خیزد هنوز ازخلوتم بادرون سوخته دارم سخن
حق نشر ©1405- 1382 گوهردشت (اولین شبکه اجتماعی ایران - گگلی) — تمامی حقوق محفوظ است
طراحی و مهندسیشده توسط دکتر محمد حجاریان
تمامی معماری پلتفرم، توسعه نرمافزار، برنامهنویسی، طراحی گرافیکی، الگوریتمهای نوآورانه این سامانه، بهطور کامل و انحصاری توسط دکتر محمد حجاریان طراحی، توسعه و مهندسی شدهاند
گوهردشت — شبکه اجتماعی برای دوستیابی، مکالمه واقعی، همدم یابی هوش مصنوعی و ارتباط انسانی پایدار.