چی بگم؟دفعه ی اول که دیدمش گفت داداشی میای باهم بازی کنیم؟بعد از اینکه بازیمون تموم شد بهم گفت:تو بهترین داداش دنیایی.وقتی بزرگ شدیم و به دانشگاه رفتیم چشم فقط اونو میدید و خواستم از ته دل بگم دوست دارم اما اون گفت:تو بهترین داداش دنیایی وقتی که مرد زیر طابوتشو گرفتم. مطمین بودم اگه زنده بود میگفت:تو بهترین داداش دنیایی.چند وقت بعد دفترچه خاطراتشو خوندم دیدم نوشته بود عاشقتم.دوست داشتم میترسیدم بگم واسه همین میگفتم تو بهترین داداش دنیایی