درهای زندگی بسته نیست همچنان که ماه هیچگاه بخواب نمیرود
همچنان که نفس تو از عشق آغاز میشود و به گلی در تپه های بهشت میرسد.
درهای زندگی همیشه باز است همچنان که آفتاب هر روز در پیراهن تو میتپد،پنجره
قلبت را باز بگذار عطری زیبا میخواهند به دیرار تو بیاید.
دفتر چه خاطراتت را باز کن و سطر های سرد و برهنه را بخوان،حتماً مرادرآخرین سطر
خوااهی یافت که به همراه کبوتر ها به تو خیره شده ام.
مرا در ساقة یک شبدر گمنام و در ریشه های یک گندم مهربان بخوان،من در بالهای یک
سینه سرخ خانه دارم من هر روز به هوا و آبهایی که در زیر پای تو میگذرند سلام
میفرستم من سالها بیش از آنکه زمین با خورشید دوست بوده با تو دوست بوده ام اگر
همه دفتر های جهان هم مال من باشند نمیتوانند حرفهایم را برایت بنویسنداگر همه روز
ها مال من باشند اگر همه شبها را در کاسه من بریزند اگر همه درختان بخاطر من مداد
شوند باز هم نمیتوانم گوشه ای از نگاه ترا بسرایم.
دلم در سینه میتپد و حرفهایم از دهان تو بیرون می آید من بی تو یک قطره اشک نارسم.
درهای زندگی بسته نیست چون تو هر روز گلهای آفتابگردان را به احوالپرسی من
میفرستی . . .
حق نشر ©1405- 1382 گوهردشت (اولین شبکه اجتماعی ایران - گگلی) — تمامی حقوق محفوظ است
طراحی و مهندسیشده توسط دکتر محمد حجاریان
تمامی معماری پلتفرم، توسعه نرمافزار، برنامهنویسی، طراحی گرافیکی، الگوریتمهای نوآورانه این سامانه، بهطور کامل و انحصاری توسط دکتر محمد حجاریان طراحی، توسعه و مهندسی شدهاند
گوهردشت — شبکه اجتماعی برای دوستیابی، مکالمه واقعی، همدم یابی هوش مصنوعی و ارتباط انسانی پایدار.