امشب در فراق یار زنوای غم در بغل گرفتم شطی از باران اشک چشمهایم برشیار غربت زده دیدگان جاریست که تا انتهای بی کسی ادامه یافته است افسوس که او نمیداند که فضای مه الود در غم از دست دادن عشق او چنین به ماتم نشسته اری به زیر باران تنهایی ایستاده تا اخرین عطر بوی عشق را هم بارن از تنش بشوید که دیگر نامی از عاشقی خسته باقی نماند
فکر کردم وبا خود اندیشیدم این بار از پشت حصار کدامین نفس صدایم را خواهد شنید
حق نشر ©1405- 1382 گوهردشت (اولین شبکه اجتماعی ایران - گگلی) — تمامی حقوق محفوظ است
طراحی و مهندسیشده توسط دکتر محمد حجاریان
تمامی معماری پلتفرم، توسعه نرمافزار، برنامهنویسی، طراحی گرافیکی، الگوریتمهای نوآورانه این سامانه، بهطور کامل و انحصاری توسط دکتر محمد حجاریان طراحی، توسعه و مهندسی شدهاند
گوهردشت — شبکه اجتماعی برای دوستیابی، مکالمه واقعی، همدم یابی هوش مصنوعی و ارتباط انسانی پایدار.