یا لطیف
برای دیدن ستاره هیچ وقت دیر نیست چون تو می دانی که من آغوش پاییز را با ترنم بارانش می خواهم ولی باید بروم ...! در کنج خرابه دلم کسی فریاد می کشد و ناله ی تو را سر می دهد
باید بروم...!
از دیدنش هراس دارم که مبادا آن است که نباشد ولی باز چشمانت را می خواهم همیشه می گویم که مبهمم ولی رازی آشکار دارم. نمی مانم باید بروم
درودبرشما دوست گرامی خیلی زیبا و با احساس بود موفق و پایدار بمانید
نوشته خود شما هستش؟ خیلی قشنگه
![]()
salam
sorme jan
az neveshtehaye khodete?