تنهایی
دیر گاهی است تنها شده ام
قصه غربت صحرا شد ه ام
وسعت درد فقط سهم من است
باز هم قسمت غم ها شده ام
دیگر آیینه ز من بی خبر است
که اسیر شب یلدا شده ام
من بی تاب شقایق بودم
همدم سردی یخ ها شد هام
کاش چشمان مرا خاک کنید
تا نبینم که چه تنهاشده ام
یکشنبه 12 اردیبهشت 1389 - 3:28:55 PM