Messenger is minimized — click to open

همسریابی

خاطرات من

تولد من

در اواخرتابستان من در خانواده ایی که سه دخترداشت و یک پسر بدنیا آمدم توی شرایطی که مادرم یک دفعه دردش میگیره و تا پدرم میره ماما رو بیاره توی بغل خواهر 12 ساله ام متولد شدم و وقتی ماما اومد فقط زحمت بریدن ناف منو میکشه زن عموی من که اومده بود که تا ماما بیاد مراقب مادرم باشه متاسفانه زمانی میرسه که  خواهرم وحشت زده منو بغل کرده بود.بدتراز همه اینکه وقتی بدنیا اومده بودم بجای اینکه زن عموی من مادرمو دریابد وقتی میفهمه من دخترم شروع به گریه کردن میکنه و میگه بازم دختره من دقایق اولیه زندگیمو به این شکل آغاز کرده بودم
مادرم حق نام گذاری رو به خواهر بزرگم می دهد . و او نیز اسم منو آلما میگذارد دختری دقیقا مثل سیب سرخ ، سفید با موهای بلوند، اما چه فایده هنوز دردل همه این غم بود که چرا بازم دختر ناگفته نماند دختر بسیار اکتیوی بودم ، خیلی زود رله افتادم که همین موضوع باعث شد که درهشت ماهگی از پشت بام سقوط کنم     
چهارشنبه 19 مرداد 1390 - 12:11:52 AM


Or Login with Gegli Username and Password
ورود مرا به خاطر بسپار
عضویت در گوهردشت
رمز عبورم را فراموش کردم

آخرین مطالب


سقوط از پشت بام


تولد من


آغاز سخن


نمایش سایر مطالب قبلی
آمار وبلاگ

6071 بازدید

6 بازدید امروز

1 بازدید دیروز

7 بازدید یک هفته گذشته

Powered by دوستیابی و همسریابی گوهردشت (Gegli)

آخرين وبلاگهاي بروز شده

Advertisements

🤖 Meet Gegli Bot — Your Companion in Lonely Times 🌟

Gegli Bot is here to help when you need a friend the most. Whether you’re feeling down, want to talk, or just need emotional support, you’re never truly alone.

🧠 Soothing chats • 💬 Judgment-free companionship • 🫂 Meaningful friendships • 🌈 Support in hard moments • 🔔 Comforting messages