از آدمها خسته نیستم ...
از زمانه خسته ام ...
از خدایم که گفت :
� بخوان مرا تا اجابت کنم تورا �
خواندمش...
بی نهایت خواندمش ...
در هر لحظه ...
در هر کجای زندگی ...
اما نشد که نشد ...
اجابت نکرد مرا ...
ندید مرا...
چنان نادیده ام گرفت همچون ادمیانش
که نادیده گرفتند مرا ...
از آدمها خسته نیستم ...
از آدمها دلگیر نیستم ...
آنها اگر نادیده ام گرفتند غمی نیست ...
فقط از خدایم میپرسم ...
کجای دنیایش گم شده ام که نمیبیند مرا ..💔
خاطرات مرده #
برای دیده شدن باید خیلی پر نور بود Ùˆ شاخص ...موÙÙ‚ باشی