شما که سواد
داری ، لیسانس داری ، روزنامه
خونی
با بزرگون می شینی، حرف میزنی ، همه چی می دونی
شما که کله ت
پره ، معلّم مردم گنگی
واسه هر چی که می گن جواب داری ، در نمی
مونی
بگو از چیه که من ،
دلم گرفته؟
راه میرم دلم گرفته ، می شینم دلم گرفته
گریه می کنم ، می خندم ، پا میشم، دلم گرفته
من خودم آدم بودم ، باد زد و حوای منو برد
سوار اسبی بودم که روز بارونی زمین خورد
عمر من کوه عسل بود ولی افسوس
روزای بد انگشت انگشت اونو لیسید
بعد نشست تا تهشو خورد ....