زنی در مورد همسایه اش شایعاتی ساخت و زن همسایه به شدت از آن شایعات صدمه دید پس زن پشیمان شد و سراغ حکیمی رفت تا کار خود را جبران کند حکیم گفت: یک مرغ بخر و بکش و پرهایش را در مسیری پخش کن روز بعد حکیم گفت: حال برو آن پرها را برای من بیاور زن رفت ولی چهار پر بیشتر پیدا نکرد پس حکیم گفت: انداختن آن پرها همانند آن شایعه هایی هست که ساختی ، ساده بود ولی جمع کردن آنها به همین سادگی نیست