گاهی
دلم برای خودم تنگ می شود. برای همه ایده های ته نشینی که مدعیش بودم.
برای همه خوب بودن ها دلم تنگ می شود. گناهی ندارم. با مردمانی هم آشیانه
می شوم که گاهی طراوت باران را به سخره می گیرند. وقتی خورشید می بینند
پرده ها را می کشند تا آفتاب پوستشان را لمس نکند. به خودکار فقط برای
نوشتن نامه اداری نگاه می کنند. من دلم گرفت از مردمانی که تولد یکدیگر
یادشان می رود. مردمانی که درد را نمی فهمند. عبور تندی دارند از حاشیه
زندگی سردشان. عشق را نمی چشند. صدای قصه گفتن مادر بزرگشان را نمی
خواهند. من بی طاقت شدم از همه بودن هایشان. گل سرخی اگر ببینند چهره کسی
به ذهنشان نمی آید. به آب سنگ می زنند و از شکسته شدنش می خندند. زیر
باران چتر می گیرند.
دلم برای سادگی آدم ها تنگ شده.برای بوی کاهگل.برای عطر یاس.برای دیدن سرخی گل انار.برای صدای پای آب.
من برای عشق دلتنگم...

دلتنگی
خوشه انگور سیاه است
لگدکوبش کن
لگدکوبش کن
بگذار ساعتی
سربسته بماند
مستت Ù…ÛŒâ€â€Ú©Ù†Ø¯ اندوه

حق نشر ©1405- 1382 گوهردشت (اولین شبکه اجتماعی ایران - گگلی) — تمامی حقوق محفوظ است
طراحی و مهندسیشده توسط دکتر محمد حجاریان
تمامی معماری پلتفرم، توسعه نرمافزار، برنامهنویسی، طراحی گرافیکی، الگوریتمهای نوآورانه این سامانه، بهطور کامل و انحصاری توسط دکتر محمد حجاریان طراحی، توسعه و مهندسی شدهاند
گوهردشت — شبکه اجتماعی برای دوستیابی، مکالمه واقعی، همدم یابی هوش مصنوعی و ارتباط انسانی پایدار.