وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم، وقتی که دیگر رفت من به انتظار آمدنش نشستم، وقتی که دیگر نمیتوانست مرا دوست بدارد من او را دوست داشتم، وقتی که او تمام کرد من شروع کردم، وقتی که او تمام شد من آغاز کردم، چه سخت است تنها متولد شدن، مثل تنها زندگی کردن است مثل تنها مردن
زندگی زیباست می توان بردرختی تهی از بار"زدپیوندی میتوان در دل این مزرعه ی خشک وتهی بذری ریخت میتوان از میان فاصله ها را برداشت دل من بادل تو......هردو بیزار ازین فاصله هاست....!