تمام هستی
من تمام هستی ام را در نبرد با سرنوشت
در نهاجم با زمان آتش زدم
کشنم
من بهار عشق را دیدم ولی باور نکردم
یک کلام از در جزوه هایم هیچ ننوشتم
من ز مقصدها پی مقصودهای پوچ افتادم
تا تمام خوبها رفتندو خوبی ماند در یادم
من به عشق منتظر بودن همه صبرو قرارم رفت
بهارم رفت
عشقم مرد
یارم رفت ....
سه شنبه 27 دی 1390 - 1:47:34 PM