دیر زمانیست
از این احساس تنهایی خسته ام ، از با هم بودن خسته ام
از نبودن خسته ام از رفتن ، ماندن در این حصار تن خسته ام
از این تکرار تحمیلی ، وعده های پوشالی در این بن بست بی انتها خسته ام
تا کی به دنبال من می آیی ، این تن که پیشکش توست
چه می خواهی به دنبال چه می گردی ، این منم که تماشا می کنم
مرگ خویشتن را و تو به نظاره نشستی که مرا با خود می برد حس رهایی
90/8/20
KM
چهارشنبه 30 آبان 1391 - 4:16:32 AM