قلم
ای تنها همدم من چه زیبا نقش می بندی بر صفحه سفید بی ریا
و دامان طبیعت چه عاشقانه تو را در آغوش می گیرد
با یکرنگیت مرا تثبیت کن ... وجودم را بر جای گذار
مرا آزاد کن از این حبس خانگی ، که تنها درد دل مرا تو می دانی
مرا می بینی حال مرا می دانی ، پس مرا بنویس همانگونه که هستم
از نگاه خسته دلتنگیها ، تنها سلاح من دست یارییت را دریغ مکن
که در خود می میرم ، با هزاران صدای خفته مرا فریاد بزن
مرا تکرار کن ... مثل بیداری خورشید ، تبلور طلوع من باش
در بازتاب عشق و امید
90/8/25
KM
جمعه 9 آذر 1391 - 6:03:00 AM