روز گار تلخ
خبر به دور ترین نقطه جهان برسد مخواست او به من خسته بی گمان برسد
شکنجه بیشتر از اینکه پیش چشم خودت کسی که سهم تو بود به دیگران برسد
چه میکنی اگر اورا که خواسته ای یک عمر به راحتی کسی از راه ناگهان برسد
رها کنی برود از دلت جدا باشد به ان که دوست ترش داشته به ان برسد
رها کنی بروند و دوتا پرنده شوند خبر به دورترین نقطه جهان برسد
گلایه ای نکنی بقض خویش را بخوری که حق حق تو مبادا به گوششان برسد
خدا کند که.......نه نفرین نمیکنم که مباد به ان که عاشق او بوده ام زیان برسد
خدا کند فقط این عشق از سرم برود خدا کند که فقط زود ان زمان برسد
چهارشنبه 26 دی 1391 - 11:30:13 AM