ثروت
او که اینک رئیس مجمع تشخیص مصلحت است ، پدر برنامه خصوصی سازی اقتصاد ایران بود. در ریاست جمهوری او ، کارخانه های ﺁب و نان دار و قراردادهای پر درﺁمد، بنا بر قول از اعضای مخالف اتاق بازرگانی ایران ، به ملاها فروخته شدند و یا با ﺁنها و شرکایشان منعقد شدند. خانواده رفسنجانی که بضاعت اندکی که باغ پسته بود، بیش نداشت ، اینک ثروتی عظیم گرد ﺁورده است. رضا ، تاریخ دان که نخواست نام خانوادگی خود را بگوید و با یکی از برادران رفسنجانی، در دانشگاه ، همدوره بوده است، خوب بیاد می ﺁورد که این خانواده ثروتی نداشت و دو برادر از ممر شهریه ای زندگی می کردند که از محل وجوهات شرعی به ﺁنها پرداخت می شد. * در پی انقلاب ایران، رفسنجانیها سلطان پسته شدند. یک برادر رئیس بزرگ ترین معدن ایران و برادر دیگر رئیس صدا و سیما شد . برادر زنش استاندار کرمان گشت و برادرزاده اش رئیس شرکت صادرات پسته شد. یک فرزند او رئیس مترو تهران گشت و دیگری در شرکت نفت صاحب مقام گشت. خانواده رفسنجانی یکی از بزرگ ترین شرکتهای مهندسی نفت و مونتاژ خودروهای کره ای داوو و شرکت حمل و نقل هوائی را صاحبند. * هر کس جرأت کرده است این خانواده و فسادهای مالیش را به زیر سئوال ببرد، سر به نیست و یا چنان تنبیه شده است که دیگر لب به سخن باز نکند : روزنامه نگاری که در باره معاملات پنهانی رفسنجانی و نقش او در ترور مخالفان تحقیق می کرد، در زندان، زبانش بسته است. تازه اقبال یاورش بوده است. زیرا مخالفان با فساد و استبداد ، کشته شدند . * برخی از ثروتها جلو چشم همگان هستند. برای مثال، یاسر ، کوچک ترین پسر رفسنجانی ، در لویزان ، واقع در شمال تهران، پرورشگاه اسبی به وسعت ۳۰ جریب دارد. هر جریب این زمین 4 میلیون دلار ارزش دارد. یاسر پول از کجا ﺁورد و چگونه صاحب این پرورشگاه اسب شد؟ او که در بلژیک ﺁموخته شده، شرکت واردات و صادراتی ایجاد کرد که دستش در هرچه وارد و هرچیز خارج کند، باز است. * تا چند سال پیش، ساده ترین راه ثروتمند شدن ، دلار را از دولت ۱۷۵ تومان خریدن و در بازار به ۸۰۰ تومان فروختن بود. تنها کافی بود اجازه وارد کردن بگیری و بابت ﺁن، دلار ۱۷۵ تومانی از دولت بخری. سعید لیلاز که اقتصاد دان است، می گوید: بنا بر ارزیابی من، ظرف ۱۰ سال، ۳ تا ۵ میلیارد دلار ، از راه تفاوت این دو نرخ دلار، به جیب زده شده است که از ﺁن، سهم شیر را ۵۰ خانواده برده اند. * یکی از خانواده هائی که از تفاوت دو نرخ سودی عظیم برده است، خانواده اسدالله عسگر اولادی است . او نیز در کار صادرات و واردات است. ثروت این برادر، تا چند سال پیش، ۴۰۰ میلیون دلار برﺁورد می شد. برادر بزرگ تر، حبیب الله ، که وزارت بازرگانی یافت، اجازه واردات پرسود را به کسان خود و ملاهای حاکم می داد. او در بیشمار شرکت سهیم است. * بخش مهمی از اقتصاد کشور در دست بنیادها است. عملکرد سالانه این بنیادها را ۱۰ تا ۲۰ درصد تولید ناخالص ملی برﺁورد می کنند. این بنیادها برای کمک به مستضعفها بوجود ﺁمده اند اما بتدریج، به خدمت ثروتمندها درﺁمده و وارد معاملات بازرگانی پرسود شده اند. * یکی از مهمترین بنیادها، بنیاد مستضعفان است که مدتها محسن رفیق دوست سرپرست ﺁن بود. محسن رفیق دوست و برادرانش در میدان سبزی و میوه جات کار می کردند. اقبال با او یار بود زیرا راننده خمینی شد از فرودگاه به بهشت زهرا. از انقلاب بدین سو، به ثروت رسیدند.از محل درﺁمدهای بنیاد، او به حامیان ملایان حاکم پول می پرداخت. با پولهای بنیاد است که به افراد بی بضاعت پول می پردازند و در تظاهرات، از ﺁنها ، بمثابه سیاهی لشگر استفاده می کنند. از کارهای گردانندگان بنیاد، رشوه ستانی از طرفهای خارجی است : مؤسسه خارجی به بنیاد معامله ای را پیشنهاد می کند. کسی که از سوی بنیاد طرف گفتگو است، به او می گوید: موافقم. جزئیات را با مدیر اداری من گفتگو کنید. فرستاده مؤسسه خارجی به سراغ مدیر می رود. مدیر به او می گوید: می دانید! ما دو تا اقتصاد داریم. یکی رسمی و دیگری غیر رسمی. اگر میخواهی معامله سر بگیرد، باید با غیر رسمی معامله کنی. یعنی باید این مبلغ را به این حساب و در این بانک خارجی بسپری بعد بیائی معامله را امضاء کنیم.امروز، رفیق دوست بنیاد نور را اداره می کند. واردات فرﺁورده های داروئی و شکر و مصالح ساختمانی این بنیاد را ۲۰۰ میلیون دلار در سال برﺁورد می کنند. ﺁپارتمان سازی هم می کند. او که ثروتی عظیم صاحب شده است می گوید : من ﺁدمی با ثروت معمولی هستم. بعد قیافه ناپلئون وار به خود می گیرد و می گوید : " اما اگر اسلام بخطر بیفتد، دوباره بزرگ می شوم " !او به پول محرمانه ای دسترسی دارد که در صورت نیاز ، در اختیار ملایان حاکم می گذارد. هاشمی رفسنجانی گفته است : جمهوری اسلامی نیاز به ذخیره پولی برای زمانی دارد که اسلام به خطر بیفتد. بعنوان وزیر سپاه ، او نقشی کلیدی در ﺁدم ربائیهای حزب الله لبنان و هواپیما ربائی و عملیات انفجاری بازی کرد. عملیات انتحاری نیز در همان زمان سازمان یافت. بنا بر قول گرگوری سلیوان سخنگوی وزارت امور خارجه در امور خاورمیانه، سیاست خارجی ایران از راه بنیادها انجام می گرفت. نه تنها از لحاظ مالی بلکه از نظر پوشش دادن به ترورهائی که سپاه طرح و اجرا می کرد. * از بنیادهای بسیار مهم، یکی بنیاد رضوی است که طبسی تولیت ﺁن را دارد و فرزند او ناصر در رأس مافیائی است که منطقه ﺁزاد سرخس در دست او است. در سالهای ۱۹۹۰، حکومت و بنیاد صدها میلیون دلار خرج این منطقه کرد. میان ایران و ترکمنستان خط ﺁهن کشید. یک فرودگاه بین المللی ایجاد کرد. هتل و بناهای اداری ساخت. و ناصر طبسی مدیر منطقه ﺁزاد سرخس شد. بعد ، دستگیر شد بابت فساد از طریق شرکت المکاسب که اقامتگاهش دوبی بود. بدیهی است تبرئه شد.از هنرهای هاشمی رفسنجانی و مافیای او اینست که بجای رقابت، طریق ایجاد شبکه از مافیاها را برگزید و مافیاهای عضو این شبکه که بر همه جای ایران ، چنگ انداخته اند، یکدیگر را حفظ می کنند.
چهارشنبه 26 اسفند 1388 - 2:11:06 AM