یوسف
چنانت دوست می دارم که گر روزی فراق افتد
تو صبر از من توانی کرد و من صبر از تو نتوانم
تو را در بوستان باید که پیش سرو بنشینی
وگرنه باغبان گوید که دیگر سرو ننشانم
دمی با دوست در خلوت به از صدسال در عشرت
من آزادی نمی خواهم که با یوسف بزندانم
پنجشنبه 5 خرداد 1390 - 5:32:03 PM