طمع
دست کی جنبد به ایثار و عمل
تا نبیند داده را جانش بدل
تا نبیند کودکی که سیب هست
او پیاز گنده را ندهد ز دست
این همه بازار بر بوی غرض
بر دکانی شسته بر بوی عوض
صد متاع خوب عرضه میکنند
و اندرون دل عوضها میتنند
یک سلامی نشنوی ای مرد دین
که نگیرد آخرت آن آستین
بیطمع نشیندهام از خاص و عام
من سلامی ای برادر و السلام
حضرت مولانا
دوشنبه 9 خرداد 1390 - 12:33:37 AM