یک چشم من اندر غم دلدار گریست.چشم دگرم حسود بود و نگریست. دیگر چه امید به غریبه
من نه عاشق هستم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من من خودم هستم و یک حس غریب که به صد عشق و هوس می ارزد.من نه عاشق هستم و نه دلداده و نه الوده به افکار پلید من به دنبال نگاهی هستم که مرا از پس دلداگیم میفهمد
به افلاطون گفتند چرا عاشق نمیشوی؟ گفت:به انچه که نمی ماند دل نمیبندم
وقتی خوشبخت هستی که وجودت ارام بخش دیگران باشد
عشق یعنی خون دل یعنی جفا عشق یعنی درد و دل یعنی صفا عشق یعنی یک شهاب و یک سراب عشق یعنی یک سلام و یک جواب عشق یعنی یک نگاه و یک نیاز عشق یعنی عالمی رازو نیاز