گنجينه املش
اوشگران باستانشناسي ايران و جهان اعتقاد راسخ دارند كه جامها، مجسمه هاي
فلزي و سلاحهاي سرد كه در نقاط مختلف گيلان و از جمله املش كشف شده
نمايانگر انديشه هاي والاي فلزكاران املشي و مهارت و استادي فوق العاده
آنان در ادوار تاريخ است. اگرچه ابنيه هاي تاريخي و باستاني در سير تحولات
جوي و جغرافيائي منطقه املش به سبب رطوبت و حوادث و بلاياي طبيعي تخريب و
از بين رفته است اما مجموعه آثار و اشياء باستاني مشكوفه اين سرزمين موسوم
به گنجينه املش امروزه زينت بخش موزه ها و كلكسيون هاي ملي و شخصي
ايران و جهان مي باشد و همواره مورد توجه و تحقيقات باستانشناسي معاصر
قرار گرفته است . شيشه ها
يكي از مهمترين صنايع دستي گيلان در گذشته هاي دور شيشه گري بوده كه
امروزه متأسفانه اين صنعت منسوخ شده است . در حفاريهاي باستانشناسي املش و
اطراف آن تعداد زيادي اشياء شيشه اي از دل خاك بيرون كشيده شده است .
اشياء مذبور عبارتند از كاسه ها و پياله هاي مدور همراه با تراشهاي ظريف و
نقشهاي زيبا، فنجانهاي رنگارنگ بدون پايه دار، ساغرهاي زيباي ساقه دار
همراه با تزئينات كنده كاري و برجسته ، جامهاي ظريف با لكه هاي تزئيني،
قمقمه هاي تراش خورده و بالاخره بشقابها،پارچها،تنگ ها،گلدانها،روغن
دانها،مجسمه ها،گردنبندها،مهره ها،آويزها،گوشواره ها،انگشتريهاو اشياء
مختلف ديگر كه عموماً با مهارت و استادي و ظرافت خاصي ساخته شده اند.
اشياء شيشه اي مزبور معرف ذوق و استعداد شيشه گران هنرمند گيلاني در دوره
هاي باستاني هستند، مخصوصاً دقت و ظرافتي كه در ساخت آنها به كار رفته
پيشرفت شگفت انگيز صنعت شيشه گري اين سرزمين را در دوره هاي باستان نشان
مي دهد.
تا پيش از كشف گنجه املش و نقش جام مارليك هيچ دليل و مدركي بر وجود شيشه
در دوران اشكاني و ساساني شناخته نشده بود و وقتي از شيشه ايراني نام برده
مي شد. فقط شيشه اسلامي مورد نظر بود.
ژاپني ها پس از كشف آثار املش و مارليك به نتيجه رسيدند كه بسياري از
پياله هاي شيشه اي با تراشهاي مدور كه در استان گيلان يافت شده اند هويت و
محل ساخت پياله شيشه اي "شوسوئين " و پياله شيشه اي مربوط ّه آرامگاه
امپراطور الكان را روشن مي سازند، به علاوه شيشه هائي كه در گيلان پيدا
شده مشابه ديگر اشياء مهم مشكوفه در ژاپن مي باشد. سفالينه ها قبل از
پيدايش ماشين كليه مصنوعات توسط دست يا ابزار ساده دستي ساخته مي شد، اما
هر اثري را كه مصنوع دست بشر باشد نمي توان جزو آثار هنري بشمار آورد.
صنايع دستي هنري به آن گروه از مصنوعات اطلاق مي شود كه تمام يا قسمت اعظم
مراحل ساخت فراورده هاي آن با دست انجام گرفته و در چهارچوب فرهنگ و
بينشهاي فلسفي و ذوق و هنر انسانهاي هر منطقه با توجه به ديدگاههاي قومي
آنان ساخته و پرداخته مي شود.
پرفسور گيرشمن در توصيف سفالينه هاي هنري گنجينه املش مي نويسد:" در بين
هنر مندان املش آثار زيادي از نفوذ هنر بين النهرين به چشم نمي خورد .
دليل اصلي اين تأثير ناپذيري كوههاي مرتفع و صعب العبور است كه ميان آنان
و بين النهرين فاصله ايجاد مي كرده است.انعكاس اين امر در هنر اين سرزمين
موجب شده تا هنر عصر آهن قديم قفقاز تأثير بيشتري در دست آفريده هاي هنري
اين منطقه داشته باشد."
در بررسي و گمانه زني نواحي املش باستانشناسان ايراني و خارجي گزارش مي
دهند:"آثار بدست آمده از ميان گورها ، علاوه بر اشياء و ابزار هاي فلزي و
مصنوعات شيشه اي ، مقداري ظروف گلي پخته ( به شكل آدمي و گاوهاي الهامي )
و تعداد زيادي از سفالينه ها، كوزه ها و ظروف جگري رنگ و منقوش مي باشد كه
از نظر قرابت هنري ظروف مشكوفه اي مناطق با ظروف و سفالينه هاي سيلك كاشان
و تالش و تپه حصار چشمگير است ." ظروف سفالي ما قبل تاريخ " املش " گيلان
( كه اينك در موزه رشت نگاهداري مي شود ) نقش برگهائي با طرح هاشوري و
دواير كوچك چندي در زمينه نقش و هم لبه سفال ، با وصف اختلافش از لحاظ
تركيب ظاهري با كوزه هاي مشكوفه لرستان ، از جهت طرح زينتي با هم قابل
مقايسه هستند( همچنين، با ظرف سفالي آدمي سان مشكوفه از ناحيه گورين
باباجان لرستان قابل مقايسه مي باشد.) جامها و مجسمه ها در پنج دهه گذشته
، در اثر كاوشهاي علمي و بعضاً حفاريهاي غير مجاز مقداري از اشياء از طلا،
نقره و مفرغ از گورستانهاي نواحي كشف گرديده كه نشان مي دهد تزئينات و
خلاقيتهاي هنري يكار رفته در آن اجسام بي نظير و قابل مقايسه با هنر يونان
قديم شناخته شده است.
جامها و مجسمه هاي فلزي سلاحهاي سرد كه در نقاط مختلف گيلان از جمله املش
،رودبار و ديلمان كشف شده نمايانگر انديشه هاي والاي فلزكاران اين منطقه و
منطقه و مهارت واستادي فوق العاده آنان است. پرفسور گيرشمن نمونه هاي
ارزنده اي از كارهاي هنرمندان فلزكار گيلاني را در دوره هاي ماد و هخامنش
و ساساني معرفي مي كند. كه ازآن ميان مي توان به جامها، مجسمه ها ، سلاحها
و قطعات زينتي بسيار زيبا و ظريف اشاره نمود.
بر اساس اظهارات رومان گيرشمن :" در گورهاي كشف شده املش دو چشم بند برنزي
مربوط به زين و يراق اسب كشف گرديده كه روي آنها كتيبه اي با خط ميخي كنده
شده است يكي به نام "شاه منوآ" و ديگري به نام "شاه ارگشتي ". وي وجود
مجسمه هاي كوچك مفرغي را كه به وفور در گيلان بدست مي آيد نشانۀ اين رابطه
مي داند، زيرا كه در حوزه هاي تمدنهاي عصر آهن قفقاز نيز نظاير اين اشياء
زياد پيداشده است." گيرشمن اضافه مي كند:" شايد هنرمندان املش از تيره
مردماني باشند كه پيش از آمدن به سرزمين ايران از ميان كوههاي قفقاز عبور
كرده اند."
مجسمه هاي كوچك مفرغي شمال ايران از يك نقطه نظر بازگوي اين مطالب اند كه
ايرانيان مهاجر كه براي ورذود به فلات ايران از اين نقطه عبور كرده اند،
سرچشمه الهام هنرمندان املشي بوده اند."
جام طلاي كشف شده در "املش " كه پيرامون آ"ن نقش بر جسته سازي شده است ،
منتسب به سده هاي هشتم نهم ، پيش از ميلاد نمايانگر ايزد حامي در نماد
شير بالدار مي باشد.
بچه ها بدونه نظراتون تنهام نزارید


دوشنبه 6 مهر 1388 - 12:23:00 PM