داستان و مطلب نویسنده محترم یک تصادف عشقی را بازگو می کند که اتفاق نادر و خوبی نیست و موجب بهم ریختگی طرفیم شده؟ اما زمین به اسمان نیامده! و مقصری در کار نبوده؟ الی مقصری که بنا به باورها!!!!؟؟ باید الله باشد!!!؟؟ دانا و توانا؟ حال دوست عزیزی که قبل از من نظر دادند باز ادرس به الله دادند!؟ ( ...را به شقیقه چسباندند!/)؟ چون الله را نخونده!؟ (از کجا میدانی!؟)؟ اجابت نشده!؟ قربون الهی که اگر نخوانی پدرت را در میاورد!؟ الله و... را وارد این بازیهای طبیعی نکنید تا بدنامش نکنید!؟ پس او خواسته!؟ عجب الهی عصبانی و خشونت گر و بی رحم!؟ باید چنین ...را چوب به ...کرد!؟ او/ خدا کار خودش را کرده و ما را مختار کرده از تجربه و شعورمون استفاده کنیم؟ در اینجا نه بی شعوری بوده؟ و نه نا خدائی؟ فقط یک تصادف ساده ناشی از بی خبری و شناخت متقابل از خانواده هایشون؟ممکنه صدها از این وقایع بیافته و روح کسی هم خبردار نشه؟ اگر یکی از والدین مرده بود یا در جلسه معرفه شرکت نداشت اب از اب تکان نمی خورد و همه چیز به خوبی پیش می رفت؟خرافات بسه دیگه؟- شاد مانا و خردمند باشید و الله بی چاره را بی ابرو نکنید؟