من تو را کم دارم
دل من طاقت دنیای تو را کم دارد
لحظه ای با تو پر از احساسم ....
لحظه ای بی تو ز غم سرشارم ...
و مرا لحظه ی سرشاری و غم بسیار است .....
من و تنهایی و یک عالمه غم
تا کجا طاقت تکرار شدن را دارم ؟
و من اینگونه به تنهایی خود می نازم ...
خلوتی از تو و من ...
خلوتی دور ز دنیای پر از ترس و دروغ ...
و جدا از همه جا ، از همه کس
روی دستان نوازشگر تو میمیرم ...
من تو را کم دارم ...
من به دستان تو محتاج هستم ...
باز کن این گره کور و مرا راهی کن
جمعه 23 دی 1390 - 11:16:23 AM