از شرم نگاهت
عرقی
سرد به پیشانیم مینشید
قطره های خشک
احساس
روی روی سطح
خاطراتم میچکد
شب است و
خاطره ها
پرده ای سیاه را
همچون شب
به روی دیدگانم کشیده اند
کوگی که در شب متولد شده ام
و در شب جان خواهم داد.....
Ù„Ø·ÙØ§ به موسیقی متن هم توجه کنید چون سعی Ù…ÛŒ کنم همیشه موضوع با موسیقی یکی باشه