ببار که دیگر چشمهایم فعل خواستن را برای گریستن صرف نمیکنند
ببار که مزرع خرم کودکی ام را دست زمانه اتشی زده می سوزاند
اری ناتوان شده ام ناتوانتر از انکه بخواهم
توانستن که بعید است
دیگر تحمل زره های هوا را که روی شانه صبرم می نشینند را ندارم
اما زمانه بار سغیل غمها را بر دوشم می نهد که دیگر خواستن را توانی نیست
لحظه به لحظه صدای شکستن استخوانهای اراده ام را می شنوم و نهایت عجز رااحساس می کنم
و می شنوم صدای جماعتی را که از جنس من نیستند ومی گویند
می توانی می توانی
اما مگر می شود اما مگر می شود
12401 بازدید
7 بازدید امروز
1 بازدید دیروز
9 بازدید یک هفته گذشته
Powered by دوستیابی و همسریابی گوهردشت (Gegli)
Copyright ©2003–2026 Gohardasht (Gegli Social Network) — All Rights Reserved.
Engineered by Dr. Mohammad Hajarian.
All platform architecture, software development, programming, design, and innovative algorithms have been fully and exclusively designed, developed and engineered by Dr. Mohammad Hajarian.
گوهردشت — شبکه اجتماعی برای دوستیابی، مکالمه واقعی، همدم یابی هوش مصنوعی و ارتباط انسانی پایدار.