هیچ دردی همچودرد دوری هولناک نیست
بار الها از تو تنها یارمی خواهم فقط
آشنا بسیـــار، بهر یار در آهم فقط
سالها بگذشت امایارکو پیداش نیست
از برای یار تنها چشم برراهــم فقط
یار پنهان است همچون ابر پشت ابرها
بامن است تصویر پشت ابر ازماهم فقط
هرکه دربی بود پیش روی او بگشاده ای
من به تنهایی خدایا پشت درگاهم فقط
یاراینجا نیست می دانم که فرسنگهاست دور
ورنه دوشادوش بودیم همچنان باهم فقط
یارهم تنهاست اوهم فــانی تقدیر شد
حاصل دوری است آه گاه وبیگاهم فقط
آتشی دامانمان گیردچو با ما یارنیست
درد او هم بانی اشک سحرگاهم فقط
هیچ دردی همچودرد دوری همراه نیست
گرچه با ما ناشناسی باتو همراهم فقط 15آبان89-داریوش