دلم .....سوخت
دوست......... ؟
ارزش دوست را با هیچ مقیاسی نمیتوان سنجید
وای از جفای آنکه روزی دوست بود ،و
امروز دشمنت میخواند، و
به اتهام ،مجرمت مینامد، و
در معرض دشنام مینهد،آنکه را ...
دوست میخواند در
روزگاری نه چندان دور
روزگار غریبیست و ..
غریب تر ..
دل خون من
دلت را میشکنند با ،گسستن عهد ها
مجرمت میشمارند به گناه ناکرده ،برای ...
رفع اتهام از خود ،و..
دشنامت میدهند،از...
زبان آنکه ،هیچ نمیداند از من ،و از ...
ظلمی که بر من رفت.....
وای از آه مظلومی که جز خداوند یاوری ندارد
الهی ....
تنها تو آگاهی از من ،و...
از دلم که سوخت
نامهربانیهایت بس نبود ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سه شنبه 11 دی 1391 - 7:35:51 PM