بادبادک
باغبان خواهد رفت؛بوته ها در انتظار غنچه؛رازقیها؛یاسها؛شب بویی نیست؛عطر خون به مشام میرسد؛سکوت پراز هیاهو؛آباد ویران خرابه ها تا کجا؛آخر روان شدن آدمکهای مترسک نشان؛؛بادبادکهای رنگی سیاه؛طنابهای بریده شده؛نخ هم نیست؛آسمان غبار دارد؛گریه کنان میرود؛چشم تو سیاهی آوارگی؛زانوهای خسته من؛تنهایی شب سرد؛گرمای تاریکی؛آخر او هم غبارمه را به مهتاب بخشید؛
سه شنبه 1 شهریور 1390 - 11:04:15 PM