همسفر
خانه به دوش فنا در شب طوفاني ام
داغ كدامين خطا خورده بر پيشاني ام
همسفر بادها ، رفته ام از يادها
فاصله اي نيست تا لحظه ويراني ام
خوب ، نه آنگونه خوب تا به بهشتم بري
بد نه آنگونه بد تا كه بسوزاني ام
سايه ي اهريمن است ، يا شبحي از من است
اين كه نفس ميكشد در من پنهاني ام
كولي ز لفت شبي خيمه بر اين دشت زد
آه كه تعبير شد خواب پريشاني ام
در شب غربت مپرس حال خراب مرا
يكسره طوفاني ام ، يكسره باراني ام
چهارشنبه 13 مهر 1390 - 9:42:54 PM