کبوتر
اي کبوتر!
تو چنين فارغ بال
اول صبح سپيد
بادلي پر زاميد ...
به هواي چه زکاشانه برون مي آيي؟!
بي گمان داعيه ي يافتن دانه و آب
هر سحرگاه زکاشانه تو را مي راند
اي شکار مظلوم !
به کجا خواهي رفت ؟
گويي از مکر زمان بي خبري !
هيچ داني ، آيا
بازها در عقبت ميتازند؟
تا اگر �باشه� نباشي تو ،شکارت سازند؟
اي کبوتر!
تو مگر غافلي از فتنه خلق ؟
تو مگر فارغي از تير رس صيادان ؟
به کجا خواهي رفت ؟
روي آن تخته ي سنگ؟
پشت آن دره ي تنگ؟
اي کبوتر تو مگر غافلي از فتنه ي خلق ؟
قله ي کوه سراسر دام است.
سنگها ، سنگر صيادان است .
دره ها مسکن شيادان است.
به کجا خواهي رفت ؟
چه درآن پهنه ي دشت،
چه در آن صحنه ي شهر ،
يا در آن آبادي ،
روي آن شاخ درخت،
سر آن حلقه ي چاه،
لب آن چشمه ي آب ،
نيست از بهر تو هيچ آزادي !
همه جا دامگه صياد است
و به هرکس نگري شياد است
اي کبوتر !
به کجا خواهي رفت ؟
حق نشر ©1405- 1382 گوهردشت (اولین شبکه اجتماعی ایران - گگلی) — تمامی حقوق محفوظ است
طراحی و مهندسیشده توسط دکتر محمد حجاریان
تمامی معماری پلتفرم، توسعه نرمافزار، برنامهنویسی، طراحی گرافیکی، الگوریتمهای نوآورانه این سامانه، بهطور کامل و انحصاری توسط دکتر محمد حجاریان طراحی، توسعه و مهندسی شدهاند
گوهردشت — شبکه اجتماعی برای دوستیابی، مکالمه واقعی، همدم یابی هوش مصنوعی و ارتباط انسانی پایدار.