
صداي چرخ زمان مي آيد
صداي كفشدوزك هاي رهگذر مي آيد
صداي قناري پربسته ميان راه افتاده مي آيد
و
صداي قدم هاي تو مي آيد
تو كه چه سنگين آمدي و چه سنگين ماندي و چه سنگين
خواهي رفت؟
تو نيز مرا تنها خواهي گذاشت؟
تو نيز از من دل خواهي كند؟
ببين
ببين كه چه رقت بار به زانو درآمده ام
ببين كه چه رقت بار دلم از هجوم بي مهري هايت خون گريسته است
ببين كه چه رقت بار تسليم مي شوم
و
و تو چه سنگين ميروي
برو
من اينجا تنها ميمانم
برو
تو از من دل ميكني و من اينجا ميمانم
ولي بدان
يه روز مي آيد
يك روز مي آيد و تو در گردش زندگي جاي مرا خواهي گرفت
زمين هيچگاه بيهوده و بي هدف گرد نبوده است
تو جاي مرا ميگيري
تو رقت بار مي شوي
و من
شايد سنگين شوم و از كنارت بگذرم
شايد هم
به شايدها دل خوش نكن
اين شايدهاست كه مرا رقت بار كرده است
کاش میشدزندگی تکرارداشت
لااقل تکرار را یکبارداشت
ساعتم برعکس میچرخیدومن
برتنم میشد گشاد این پیرهن
آن دبستان,کودکی,سرمشق آب
پای مادرهم برایم جای خواب
خودبرون میکردم ازدلواپسی
دل نمیدادم ب دست هرکسی
هرکسی Ú©Ù… Ú©Ø±Ø¯Ù…Ø§Ø±Ø§ÙØ§ØµÙ„Ù‡
شد شریک دزد ویار غاÙله
عمرهستی,خوب وبد بسیارنیست
ØÛŒÙ هرگزقابل تکرارنیست ....

ﻧﻤﻰ ﺩïºï»§ï»¢ ï¼ï»ª ïºïºïº‘ﻄﻪ ïºï¯¾ïº´ïº– ØŸ
ﺑﯿﻦ ﻧﺒﻮﺩﻧﺖ ﺑﺎ ïºï»§ï®“ ﻫﺎ
ﺩﻟﺘﻨﮓ ﺗﻮ ï®ï»ª ﻣﯿﺸﻮﻡ
ﺯﻧﺪﮔﻰ ïºï»¡ ﺳﯿﺎﻩ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ !

دوستان ، معجـزۀ زندگيند
گاه در اوج٠غم و غصه و درد
يادی از خنده ، و يا لبخندی ...
Ú¯ÙØ±Ù‡ÛŒ از دل٠پÙـردرد٠تو را وا بكند
مرهم٠زخم تو پيــــدا بكند
گرچــــه شايد ØØªÛŒ ...
نه تو او را ديـــــــدی ...
و نه امّيــــــد به ديدارش هست
ولی از بوی خوش٠پاكی و زيبايی٠او
که در این نزدیکی ست ...
Ø¯Ù„Ù Ø·ÙˆÙØ§Ù† زده ات گــــــرم شود
و تو خـــــــود ميبـينی
غرق٠شادی شده ای
همه ، شادی شده ای
پس تو هم باور كن :
دوستان ، معجـزۀ زندگيـند

من و تو خیلی کارها به دنیا بدهکاریم…
مثل یک عکس دو Ù†ÙØ±Ù‡â€¦
یا چرخ زدن بی دلیل در خیابان…
یا بستنی خوردن در یک روز برÙی…
ØØªÛŒâ€¦
چاپ کردن عکس دو Ù†ÙØ±Ù‡â€¦
مریض شدن Ùˆ گلودرد به خاطر بستنی روز برÙی…
ببین…
من و تو خیلی کار داریم…
من Ùˆ تو ØØªÛŒ آشناییمان را به دنیا بدهکاریم…
ØØ§Ù„ا Ù‡ÛŒ بیا Ùˆ ترانه بگو دیگر...!
آیا هنوز هم کسی، سمت٠و سوی٠ستاره می رود ؟
توئی که دور می شوی، می پرسم آیا
پشت٠این کوچه، پس کوچه ی٠دیگری ست
معبری تا به خواب٠پریان؟
ترنم٠خاموش٠ترانه ئی ست
یادمان٠شاعران٠ستاره ؟
ای کاش Ø³ÙØ±Ø§Øº مرا از قاصدکی ساده Ù…ÛŒ Ú¯Ø±ÙØªÛŒ ...
ضمن سلام Ùˆ تشکر از مدیر Ù…ØØªØ±Ù… وبلاگ
سرکار مینا خانم عزیز و نازنین
ÙØ¯Ø§ØªÙˆÙ† بشم.. پست با Ø§ØØ³Ø§Ø³ÛŒ گذاشتید
واستون بهترینها را آرزومندم
![]()
همه ÛŒ چیزهای٠از دست Ø±ÙØªÙ‡
یک روز برمیگردند؛
اما درست وقتی که یاد میگیریم
چطور بدون آنها زندگی کنیم..
![]()
شبیه بارانی که هنوز نیامده
گیر کرده ام در
دل ابرها....
![]()
خودم را
عمدا از نگاهش انداختم تا
چشمانش را
ارزانی ØØ§Ø´ÛŒÙ‡ های دیدنی تر کند..
همان ØØ§Ø´ÛŒÙ‡ هایی Ú©Ù‡
به جان دین Ùˆ دنیایش Ø§ÙØªØ§Ø¯Ù‡..
او نیست و
ساعت ها راه نمی آیند
لکنت Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ اند روی هوسناکی٠آغوش٠دیگری.
![]()
ﯾﻪ ï¼ï¯¿ïº°ïºï¯¾ï¯½ هست
ïºï®”ﻪ ﺑÙﺸﮑﻨﻪ ØŒ
ﺑﺎ ï»«ï¯¿ï» ï¼ÙŽïº´ïº’ﯽ Ù†Ùمیشه ﺩÙïºïº³ïº˜ïº¶ ï®ïº®ïº©
مثل ﺩï»Ù ïºïº©Ù…ا
![]()
خیلی زیبا موÙÙ‚ باشی
حق نشر ©1405- 1382 گوهردشت (اولین شبکه اجتماعی ایران - گگلی) — تمامی حقوق محفوظ است
طراحی و مهندسیشده توسط دکتر محمد حجاریان
تمامی معماری پلتفرم، توسعه نرمافزار، برنامهنویسی، طراحی گرافیکی، الگوریتمهای نوآورانه این سامانه، بهطور کامل و انحصاری توسط دکتر محمد حجاریان طراحی، توسعه و مهندسی شدهاند
گوهردشت — شبکه اجتماعی برای دوستیابی، مکالمه واقعی، همدم یابی هوش مصنوعی و ارتباط انسانی پایدار.