به سفر کردنش می ارزد..

از استتوس های عاشقانۀ تو
تا لایک کردن های
پُر احساس من که بگذریم،
می دانی..
اینجا
جای خوبی برای عشق بازی نیست..
این احساس از سکوت است که ساقط می شود
همین
که تو زبان عشقت را گاز می گیری و ادا نمی کنی
حالِ عاشقانه هایی را که در نگاهت تن به ترمز داده اند..
سکوت با کافر شدن فرقی نمی کند،
وقتی زبان به تشهد ِ این عشق،
باز نمی کنی
تا تمام ِ احساس در دست پاچگی های نگاهت ماسیده شود..
هزاری هم که لابلای
استتوس هایت مرا در آغوش بکشی ...
دلی گرم نخواهد شد،
مادامیکه شهامت بیان ِ عشق را در پشت ِ شیشۀ مانیتور جا گذاشته باشی..
دلم گرفته است
از احساسی که در نگاهت هدر می دهی..
از عشقی که بی دست و پاتر است
از جنگ برای به چنگ آوردن ِ من..
عشق، استتوس کردنی نیست،
به دریا زدنی است..
و فرق ناخدای عشق با ساحل نشینِ احساس فقط در شهامت است..
کاش آنقدر جسور بودی
که پای دلت از گلیم ِ فیسبوک درازتر می کردی
تا در دنیای واقعی، جسارتت را لایک کنم..
باور کن دست روی دست گذاشتن، دردی دوا نمی کند
لااقل بیا کمی آغوش یکدیگر را تجربه کنیم
تهش هرچه باشد،
به سفر کردنش می ارزد..
چهارشنبه 31 اردیبهشت 1393 - 2:32:26 AM