لعنتي بيا.... خسته ام از این مجازی ها

داستانِ من و تــو از آنــجـا شـــروع شـد
که پـشـت شـیشـه ی بیجانِ مـانیـتـور به هم جان دادیــم
با دکــمه های سـَـرد کـیـبورد ، دســت هـای هــم را گـرفـتیـم و گــرمایـش را حـِـس کــردیـم
بـا صــورتـکها ، هــمـدیگـر را بـوســیـدیـم و طــمـع لــَـب هایمان را چـشـیـدیم
آهــنـگی را هم زمان با هــم گــوش کــردیـم و اشــک ریـخـتیـم و خندیدیم
پیکهای مشروبمان را از پشت مانیتور به هم زدیم
سکس هایمان را با کلمات بی جان جان دادیم به جانِ هم
شـــب بــخـیرهایمان پشــت خـطـهـای مـوبایلـمان جـا نمی مـانـد
لعنتي بيا....
خسته ام از این مجازی ها
جمعه 22 فروردین 1393 - 8:23:07 AM