روزی پریدن آغاز کردم
در راه همسفری همراهم شد
گفتیم و شنیدیم
گله کردیم و اندیشیدیم
در طوفان حوادث
در افتاب زمانه
بر فراز موج بلند
در زیر سایه عقابی بزرگ
بر سر سرو نشستیم
و به انتها چشم دوختیم
همه روشنی بود و نشاط
امید بود و ترس از نرسیدن
دلخوش بودم به همراهی اش
به نرمی و استحکام کلامش
چون سایه ای در کنارم
بود و نبود
اما روزی بی خداحافظی
رفتن را اجبار دید
و ماندن را مرداب
شوقش نبودن بود و رفتن
و رفت و همرهی را تابش نبود
وچشم دلم بدرقه اش کرد باسکوتی عمیق
او سکوت بود خود سکوت
در قلبش دنیایی از فریاد
در سینه مهری بی کران
رفت اما رد پایش بر دل ماند
ردی که هرگز پاک نشود
اینک بر شاخه نشسته ام
چند خطی مینویسم
چشم بر افقها دوخته و در انتظار
شاید روزی راهش به این سو افتاد
و یادی و سلامی با این همسفر
149055 بازدید
15 بازدید امروز
3 بازدید دیروز
67 بازدید یک هفته گذشته
Powered by دوستیابی و همسریابی گوهردشت (Gegli)
Copyright ©2003–2026 Gohardasht (Gegli Social Network) — All Rights Reserved.
Engineered by Dr. Mohammad Hajarian.
All platform architecture, software development, programming, design, and innovative algorithms have been fully and exclusively designed, developed and engineered by Dr. Mohammad Hajarian.
گوهردشت — شبکه اجتماعی برای دوستیابی، مکالمه واقعی، همدم یابی هوش مصنوعی و ارتباط انسانی پایدار.