https://www.gohardasht.ir/profile/218716
از گذشتههاي دور تاكنون زنانزيادي در خانه از جانب همسرانشان مورد ضرب و شتم قرار گرفتهاند. بسياري از اين زنان در عين حال مورد علاقه همسرانشان بودهاند وليكن باز هم اين اتفاق در مورد آنها جاري بوده است. چگونه برخوردي را در مقابل به خانمها توصيه ميكنيد؟
به مسئلهاي كه طرح كرديد بايد از دو جنبه توجه كرد: ۱- اين جنبه كه اصولا چرا چنين مقولهاي بايد مطرح باشد .
به عبارت ديگر بدوا اين سوال مطرح ميشود كه هر چند وجود تنش و تعارضي بين افراد بشر متاسفانه امري است كه از آن گريزي نيست و اين تنش و تعارض در گفتوگوي تند و توام با پرخاش دو نفر تا جنگهاي بزرگ و كشتارهاي عظيم نمود خارجي مييابد اما چرا چنين حالتي بايد بين دو نفر كه زندگي مشتركي بر مبناي تفاهم و علاقه شروع كردهاند به وجود آيد؟
همچنين اين سوال نيز قابل طرح است كه چرا با وجود اين همه كلمات قصار و دستورات اخلاقي و اخبار و احاديث در مورد احترام خانمها و مادران بايد مردي به خود اجازه دهد كه به يكي از مصاديق اين احاديث و اخبار و دستورات اخلاقي كه در عين حال نزديكترين كس به اوست تعرضي جسمي كند؟ پاسخ اين سوالات را بايد روانشناسان و جامعهشناسان بدهند .
طرفه اينكه اين مقوله مخصوص جوامعي كه آنها را در حال توسعه ميناميم نيست و در كشورهايي كه توسعهيافته و پيشرفته نيز ناميده ميشوند با اين پديده مواجه هستيم. حتي در بعضي از كشورها محلهايي به نام خانه يا پناهگاه زنان كتكخورده وجود دارد .
به گمان من مسئله بيشتر فرهنگي است تا قضايي، از يك سو بايد از كودكي به طور كلي به بچهها آموخته شود كه تعرض به ديگران خواه با سخن و خواه به طور فيزيكي جز در حالت دفاع به هيچ وجه جايز نيست و حركت غيرانساني است .
در عين حال به طور خاص بايد احترام به خانمها از كودكي به بچهها آموخته شود .
اگر پسربچهاي از سنين طفوليت رفتار ناهنجار پدر خود را با مادرش و پدربزرگش را با مادربزرگش ببيند ناچار به خويش اجازه خواهد داد كه همان رفتار را با خواهرانش و بعدها با همسرش و حتي با مادرش تكرار كند .
شگفت اين است كه تقريبا همگان در زشتي و قباحت اين گونه رفتار متفقالقولند به اين ترتيب فراواني مواردي از اين گونه حيرتانگيز مينمايد و با اين اتفاق اقوال سازگار نيست.
چه برخورد قضايي و قانوني را موثر ميدانيد؟
اما از جنبه قضايي و حقوقي ضرب و شتم زوجه به وسيله زوج در هيج حدي در قوانين ما تجويز نشده (حتي در حدي مانند تنبيه با مسواك).
بنابراين هر نوع تعرض جسمي يا قولي از طرف زوج به زوجه، ممنوع و طبق ضوابط كلي مربوط به ايراد ضرب و جرح قابل مجازات است.
اين قواعد كلي در مواد قانون مجازات اسلامي راجع به قصاص و ديات آمده است.
از طرفي تعرضات شفاهي نيز به عنوان قذف يا توهين يا افترا و اشاعه اكاذيب حسب مورد قابل تعقيب و مجازات ميباشد.
متاسفانه در بسياري از موارد با اين استدلال البته اگر بشود اين مورد را استدلال ناميد مواجه هستيم به خانمي كه مورد تعرض قرار گرفته است، گفته ميشود: از اين اتفاقات در همه خانوادهها ميافتد، نبايد بابت اينگونه مسائل زندگي را برهم زد... زن بايد تحمل داشته باشد... و امثال اينها البته بايد پذيرفت كه چون تحمل و صبر انسان حد مشخصي دارد ممكن است در حالت بسيار خاصي از حالت عادي خارج شود و به اقدامي كه در خور انسان نيست دست بزند و ضرب و جرح كسي را مرتكب شود. اما اگر طرف اين حركت غيرانساني همسر فرد باشد و قضيه تكرار هم بشود اين بحث كه زن بايد به منظور حفظ نظام خانواده تحمل و سازگاري پيشه كند به نظر اين جانب غيرقابل طرح خواهد بود.
به عنوان يك نظر و سليقه شخصي - كه البته احتمالا طرفداري جز خودم ندارم حتي يك بار تعرض بدني از اين نوع را غيرقابل قبول و غيرقابل تحمل ميدانم زيرا در اينجا آنچه كه خدشهدار ميشود كرامت انساني است. گمان ميرود آنچه كه باعث توصيه تحمل و سازگاري به خانمها ميشود در اينگونه موارد از يكسو جنبه اقتصادي دارد و از ديگر سو جنبه اجتماعي.
از طرف ديگر وضعيت ناهنجار و نامطلوبي كه بعد از طلاق از نظر پذيرش اجتماعي براي خانمها پيش ميآيد آنها را در موضعي قرار ميدهد كه به رغم مواجه شدن با توهين و تحقير و تعرض صبر و تحمل پيشه كنند.
آيا ضرب و شتم از مصاديق عسر و حرج است؟
قطعا اين مسئله كه خانمي به طور مستمر و مكرر در معرض ضرب و شتم و توهين باشد از مصاديق عسر و حرج است و اصولا نبايد فراموش كرد كه در اغلب موارد توسل به ضرب و شتم ناشي از ضعف منطق ضارب است. يعني وقتي مردي در مباحثه با همسر خود به اصطلاح كم ميآورد به ضرب و شتم متوسل ميشود. بنابراين وجود اين حالت حكايت از وجود وضعيتي در زندگي مشترك دارد كه به نوبه خود حالت ديگري از عسر و حرج را كه همانا عدم انطباق افقهاي فكري طرفين بر يكديگر ميباشد جلوهگر ميكند.
آيا براي جلوگيري از چنين مواردي و يا اينكه در صورتي كه چنين مشكلاتي پيش آيد بشود به وسيلهاي جلوي اعمال مرد را گرفت، آيا در نظر گرفتن مهريه سنگين براي زنان روش خوبي است؟
بنده با تعيين مهر سنگين و بيش از آنچه كه صرفا براي رعايت ضوابط شرعي و حفظ سنن لازم است مخالفم و معتقدم بايد موجباتي فراهم شود كه خانمها از نظر مادي و مالي نيازي به مهريه نداشته باشند. وصول به اين نتيجه از يك سو با تشويق خانمها به ادامه تحصيل و برخورداري از تخصصهاي مختلف ميسر است و از ديگر سو همچنان كه بارها گفتهام بايد نوعي تامين اجتماعي با بيمه براي خانمها برقرار شود كه از بدو ازدواج و همزمان با آن آغاز گردد. به نحوي كه به فرض گسيخته شدن نكاح به هر علت حتي طلاق ولو اينكه به تقاضاي زوجه باشد زوجه تحت پوشش اين بيمه قرار گيرد و مشكل مالي پيدا نكند.
ترديدي نيست كه اين مهم جز با دخالت وكمك دولت انجام شدني نيست.
سومين توصيه: اين است كه چيزي به عنوان دوران شناسايي متقابل پايگاه و مقبوليت عرفي به وجود آيد زيرا بيشتر و شايد همه اين تعارضات ناشي از عدم تفاهم به ويژه عدم تطابق فرهنگي زوجين است.
آنچه توصيه ميشود معاشرت طرفين با رعايت ضوابط شرعي و مقتضيات اجتماعي با آگاهي خانوادهها و تحتنظارت آنهاست.
نقل از روزنامه آرمان
چگونه ضرب و جرح در دعاوی خانوادگی را اثبات کنیم
نحوه مطالبه مهریه به زبان ساده
8539 بازدید
4 بازدید امروز
1 بازدید دیروز
13 بازدید یک هفته گذشته
Powered by دوستیابی و همسریابی گوهردشت (Gegli)
Copyright ©2003–2026 Gohardasht (Gegli Social Network) — All Rights Reserved.
Engineered by Dr. Mohammad Hajarian.
All platform architecture, software development, programming, design, and innovative algorithms have been fully and exclusively designed, developed and engineered by Dr. Mohammad Hajarian.
گوهردشت — شبکه اجتماعی برای دوستیابی، مکالمه واقعی، همدم یابی هوش مصنوعی و ارتباط انسانی پایدار.