آغاز کن غزل را آغاز عاشقانه
خواندم شبی زحالم با سازعاشقانه
بنگربه عمق جانم
شوری است درنهانم
درلوح سینه دارم یک رازعاشقانه
درجستجوی یارم
دردل چه بی قرارم
ازشوق پرگشایم پروازعاشقانه
سودی ندارداینجا
آه ونفیرتنها
شرط وصال باشد یک نازعاشقانه
آوازدلنشینی
یا یادیارخواندم
مینامم این غزل را آوازعاشقانه