نگار من در جامه ای سپید

 

نگار من در جامه ای سپید

 

دوباره بوسه ای به سیگار لعنتی

و حلقه های خاکستری دود

در فضای شلوق

صدای ملایمی از یک تم قشنگ

گم گشته در میان هیاهوی

سائلان عشق

من و یک میز و دو صندلی

نشسته دور هم و چشم ها

در انتظار

می خرامد و می رسد

چه آرام و بی صدا

دختر رویایی پیچیده در

جامه ای سپید

گرم دستم از

حرارت وجود او

قلبم تپش کنان

در حضور بی ریا نگار

او قرق در خاطرات گذشته ام

من خیره به اویم و

قرق سکوت او

چشمهاش

چگونه خیره به من گشته در سکوت !

دیوانه وار می نگرم

به خال سیاه او

برق نگاه سرشار زندگی

بی انتها و پاک

چون لحظه ی طلوع

قهوه ی تلخ

لحظه ی رسیدنم به اوج

از حضور آنهمه احساس

در جستجوی او

در انتها دوباره بوسه ای از لب نگار

اینبار تنهایم و او

پیچیده در کاغذی سپید

   

 14

  خرداد 

 87

جمعه 20 شهریور 1388 - 9:45:05 AM


یا ورود با نام کاربری و رمز عبور گوهردشت
ورود مرا به خاطر بسپار
عضویت در گوهردشت
رمز عبورم را فراموش کردم
آمار وبلاگ

6651 بازدید

1 بازدید امروز

0 بازدید دیروز

1 بازدید یک هفته گذشته

Powered by دوستیابی و همسریابی گوهردشت (Gegli)

آخرين وبلاگهاي بروز شده

Advertisements

🤖 ربات گوهر دشت اینجاست — برای وقتایی که تنها هستی 🌟

ربات گوهر دشت اینجاست تا همراهت باشه. توی لحظه‌هایی که حس تنهایی می‌کنی، دلت حرف زدن می‌خواد یا دنبال دوستی واقعی و حمایت احساسی هستی، کنارت می‌مونه.

🧠 گفت‌و‌گوهای آرامش‌بخش • 💬 همراهی بی‌قضاوت • 🫂 دوستی‌های پایدار • 🌈 حمایت در لحظات سخت • 🔔 پیام‌های دلگرم‌کننده