داستان زوجهاي شكست خورده و زندگيهاي متلاشي شده ميتواند براي همه زن و شوهرها عبرتآموز و مفيد باشد. يكي از اين ماجراهاي پر افت و خيز، داستان زندگي زني به نام رعناست كه از شوهر اولش به جرم ايجاد مزاحمت شكايت كرده است. رعنا 19 سال بيشتر نداشت كه ازدواج كرد: ديپلم گرفته بودم و خيال رفتن به دانشگاه هم نداشتم. يكي از پسرهاي فاميل را دوست داشتم. خليل در واقع از اقوام دورمان بود و هر از گاهي همديگر را ميديديم و مطمئن بودم او هم به من علاقهمند است. وقتي به خواستگاريام آمد، خيلي خوشحال شدم. رعنا از خانوادهاي نسبتا پولدار بود، اما خليل و خانوادهاش وضع مالي خوبي نداشتند و همين اختلاف طبقاتي ميتوانست دليلي براي مخالفت خانواده رعنا براي اين وصلت باشد، اما زن 36 ساله ميگويد: پدرم وقتي ديد من و خليل همديگر را دوست داريم، به نظر من احترام گذاشت و مخالفتي نكرد. آن موقع خليل بيكار بود و ما براي امرار معاش با مشكل مواجه بوديم. اگر چه رعنا و پدرش اميدوار بودند تازه داماد بعد از شروع زندگي مشترك شغل مناسبي براي خودش پيدا كند، اين امر محقق نشد: پدرم براي اين كه ما به سختي نيفتيم، خرجومخارجمان را ميداد. با همه سختيها و كمبودهايي كه داشتم، به خاطر عشق و علاقه به شوهرم از زندگي در كنار او احساس رضايت ميكردم. زوج جوان صاحب 3 فرزند شدند و زندگيشان شادتر از هميشه در جريان بود. البته هنوز اين پدر رعنا بود كه به دامادش كمك مالي ميكرد و اجازه نميداد نوههايش در فقر زندگي كنند. زن جوان توضيح ميدهد: 10 سال از ازدواجمان گذشته بود كه پدرم فوت شد و همه دارايياش به من رسيد. من هم اموال او را به نام خليل كردم تا بتواند براي خودش كار و كاسبي پررونقي راه بيندازد. از همان زمان بود كه مشكلات اين زن و شوهر شروع شد و خليل به فكر خيانت افتاد: متوجه شدم شوهرم با زن ديگري رابطه برقرار كرده است. نميتوانستم اين موضوع را تحمل كنم، براي همين دعواي مفصلي كردم. او از اين رفتارش ابراز پشيماني كرد و با عذرخواهي گفت كه ديگر چنين اشتباهي را تكرار نميكند. چارهاي نداشتم جز اين كه خليل را ببخشم. من 3 فرزند داشتم و نميخواستم زندگي آنها تحت تاثير قرار بگيرد. بعد از آن اتفاق، خليل به عهدش وفا نكرد و اين بار به زني ديگر دل بست و وقتي دست خودش را رو شده ديد، گفت كه تصميم دارد با آن زن ازدواج كند. رعنا هم از شوهرش طلاق گرفت: هيچ دارايي نداشتم. همه چيز به نام خليل بود. من مانده بودم و 3 بچه كوچك. به فقر و فلاكت افتادم و براي يك لقمه نان در خانه مردم كارگري ميكردم. اين وضعيت ادامه داشت تا اين كه رعنا با مردي آشنا شد، با او ازدواج كرد: شوهر دومم مرد خوبي است و مشكلي با او ندارم، اما الان خليل دست از سرم بر نميدارد. زن دوم خليل او را معتاد كرده و دارايياش را از چنگش درآورده. خليل اين روزها مزاحم من ميشود و مرتب تهديدم ميكند. نميدانم از دستش چه كنم. براي همين هم شكايت كردهام. داستان زندگي رعنا پر از فراز و نشيب بوده، با اين وجود اين زن همچنان براي زندگي تلاش ميكند. پروندهاي كه او عليه خليل تشكيل داده اكنون در دادسراي عمومي مشهد در جريان است.
مطلب با حال در مورد ترشیدگی دختران
24داستان طنز ساعت زندگی یک دختر دانشجو
عمليات تروريستي و انفجار در مراسم عزاداري ايام عاشوراي حسيني، شهر چابهار را لرزانده است
8433 بازدید
8 بازدید امروز
0 بازدید دیروز
9 بازدید یک هفته گذشته
Powered by دوستیابی و همسریابی گوهردشت (Gegli)
Copyright ©2003–2026 Gohardasht (Gegli Social Network) — All Rights Reserved.
Engineered by Dr. Mohammad Hajarian.
All platform architecture, software development, programming, design, and innovative algorithms have been fully and exclusively designed, developed and engineered by Dr. Mohammad Hajarian.
گوهردشت — شبکه اجتماعی برای دوستیابی، مکالمه واقعی، همدم یابی هوش مصنوعی و ارتباط انسانی پایدار.