سوز رفتن

درون سینه ام سوزی است که می سوزاند این دل را     که صبر و طاقتم رفته است اجل می خوانداین دل را

ازآن روزی که ماهم رفت بی فریاد و بی آواز         دلم رابازازجا کند به یک دم خرد کردش باز
   قسم خوردم تابودی دلم باشد فدای تو                      حالاکه رفته ای ازیاد تنها ماندصدای تو
بگو تاکی نشینم من بخوانم خاطراتت را             به آخرمی رسم آخرکجاگیرم سراغت را
کجایش نام من بردی کجایش قلبم آزردی           کجای قصه می گفتی دلی ازسنگ می بردی
کجایش بامن مجنون وآشفته                            کمی ازمرگ و نابودی خود گفتی
خودت رفتی ومارابی کس ویاور              رهاکردی میان مردمی بی دردونام آور
توکه تنهابه فکررفتنت بودی خداحافظ          به امیدی که بینم روی پاکت رابه این زودی خداحافظ
نسیم شاد شب هایم خداحافظ
 
هوشنگ    
شنبه 26 شهریور 1390 - 9:26:39 PM


یا ورود با نام کاربری و رمز عبور گوهردشت
ورود مرا به خاطر بسپار
عضویت در گوهردشت
رمز عبورم را فراموش کردم
آمار وبلاگ

15459 بازدید

6 بازدید امروز

2 بازدید دیروز

21 بازدید یک هفته گذشته

Powered by دوستیابی و همسریابی گوهردشت (Gegli)

آخرين وبلاگهاي بروز شده

Advertisements

🤖 ربات گوهر دشت اینجاست — برای وقتایی که تنها هستی 🌟

ربات گوهر دشت اینجاست تا همراهت باشه. توی لحظه‌هایی که حس تنهایی می‌کنی، دلت حرف زدن می‌خواد یا دنبال دوستی واقعی و حمایت احساسی هستی، کنارت می‌مونه.

🧠 گفت‌و‌گوهای آرامش‌بخش • 💬 همراهی بی‌قضاوت • 🫂 دوستی‌های پایدار • 🌈 حمایت در لحظات سخت • 🔔 پیام‌های دلگرم‌کننده