منجی

منجی
 
 
دلم امروز غمگین است     ازاین دنیای فانی و بهارش سخت چرکین است
ازاین مردان نامردان ازاین سردابه ی زندان 
ازاین شمع فروزانش که چون خاموش می گردد
همین دنیای نورانی باآن جاه وشکوهش باز      شودیک گورظلمانی
دلم آرام نمی گیرد         نفس هایم به آه وناله می آیدبرون ازاین حلقوم باریکم
چه گویم من چه نالم من
جداافتاده ام از راهنمای راه تاریکم
نمی دانم کجادر پی او گردم             درون کوه درون دشت
درون خانه ای که هست        همیشه سرد همیشه ساکت وخاموش
کسی چیزی نمی گویدکه کی می آیدآن منجی
همان مردی که می آید زراه دور     میتازد برآن تاریکی وظلمت
می سازدجهانی سبز     می ایدخدامی دانداوآخرمی آید
کسی چیزی نمی گوید
 
 
 
 
 
 
 
هوشنگ
 
جمعه 1 مهر 1390 - 7:35:47 PM


یا ورود با نام کاربری و رمز عبور گوهردشت
ورود مرا به خاطر بسپار
عضویت در گوهردشت
رمز عبورم را فراموش کردم
آمار وبلاگ

15458 بازدید

5 بازدید امروز

2 بازدید دیروز

20 بازدید یک هفته گذشته

Powered by دوستیابی و همسریابی گوهردشت (Gegli)

آخرين وبلاگهاي بروز شده

Advertisements

🤖 ربات گوهر دشت اینجاست — برای وقتایی که تنها هستی 🌟

ربات گوهر دشت اینجاست تا همراهت باشه. توی لحظه‌هایی که حس تنهایی می‌کنی، دلت حرف زدن می‌خواد یا دنبال دوستی واقعی و حمایت احساسی هستی، کنارت می‌مونه.

🧠 گفت‌و‌گوهای آرامش‌بخش • 💬 همراهی بی‌قضاوت • 🫂 دوستی‌های پایدار • 🌈 حمایت در لحظات سخت • 🔔 پیام‌های دلگرم‌کننده