× mənim bu velagim oxlu trk ədəbiyyatı haqqında aılıb-ən uğurlar
×

آدرس وبلاگ من

https://www.gohardasht.ir/blogs/naserha

آدرس صفحه گوهردشت من

https://www.gohardasht.ir/profile/146652

?????? ???? ?????? ???? ???? ?????? ??? ??? ????? ??????

بابک خرّمدین ( دلاور آذربایجان )

بابک خرّمدین ( دلاور آذربایجان ) نوشته اند: قلمرو عبّاسی چنان وسعتی داشت که وقتی آفتاب در کناره ی غربی آن غروب می کرد کناره ی شرقی اش سپیده می دمید. در این پهنه ی پهناور اغلب مردم از ستم و تبعیض دستگاه عبّاسی به ستوه آمده بودند. به شهادت تاریخ؛ پردامنه ترین مخالفان این خلافت، قیام خرّمیان آذربایجان بود، که تنها ازآن روز که پرچم نهضت به دست بابک سپرده شد بیست و دو سال طول کشید. بیست و دو سال نبرد با نیروهای هارون و مأمون و معتصم، عمق قیام و ایمان و اراده ی استوار مردم این خطّه را می رساند... بابک قهرمان آذربایجان که سایه ی شمشیرش مأمن بی پناهان و از پای افتادگان بود در ده بلال آباد از محال میمد؛ پای به دنیای پر از کین و ستم نهاد. از همان روز طنین خشماهنگ پدر را در گوش جان خود شنید"مردی که شمشیرش زنگار بگیرد مرده ای بیش نیست". زبیده خاتون همسر هارون الرّشید؛ که در ییلاق تبریز رحل اقامت افکنده بود از اوضاع آشفته ی منطقه، هارون را مطّلع کرد هارون در روزهای شاد نامزدی شان؛ تبریز را به همسرش زبیده خاتون هدیه داده بود و در تبریز قصر تابستانی برایش ساخته بود. پدر بابک عبدالله و مادرشبرومند در ده بلال آباد با بسیاری از اسیران در زندان بودند. برومند به اسیران زن می گفت: خواهرانم اگر می خواهید پوزه ی دشمن را به خاک بمالید تا می توانید؛ خودرا خونسرد نشان دهید یعنی اگر اندوهگین باشیم دشمن خوشحال می شود وعبدالله پدربابک به اسیران مرد می گفت: بدانید که دانه ای که می خواهد بروید سنگ را شکافته و خود را به منظر آفتاب می رساند و... بابک هر چه می کوشید نمی توانست پدر و مادر خویش را آرام کند بالآخره آتش انتقام در چشمان بلوطی بابک زبانه می کشید. در درون بابک طوفانی شده بود. در این زمان در مورّخه ی 201 هجری بابک هفت و هشت ساله بود. تاراج گران هارون الرّشید؛ خرّمیان را که در هر گوشه ای سر به شورش برداشته بودند می یافتند و دسته دسته به دار می کشیدند. هارون الرّشید گروه های دیگری را بنا به خواسته ی برتری جویانه ی خود؛ مازیار و افشین را به سرپیچی از مزاحمین خلیفه تحریک و ترغیب می کردند تا از اوضاع آشفته بهره مند شوند و به قولی از آب گل آلود ماهی بگیرند. در محال پیشکین(مشکین شهر)هر کس که می توانست سلاح به دست بگیرد و بر اسب نشیند رو سوی قلعه ی(بَذ)نهاده بود تا جاویدان را یاری دهد. بابک نیز جزو یاران جاویدان بود. نیروهای جاویدان در ساحل رود قره سو رحل اقامت افکنده بودند، ارمغان بهار آن سال برای خرّمیان سیل بود و بلا. (از سویی سپاهیان هارون مانند تگرگ بر سرزمین پربرکت خیز آذربایجان نازل شده بود. دشمن نیز جسد پدر بابک را از دامنه ی کوه سبلان آورده و در تخته ی سنگی که در دید خرّمیان بود گذاشته بودند.)افشین دوست قبلی بابک به تحریک معتصم به جنگ بابک شتافت و به حیله، او را در غار قلعه ی قهقهه(واقع در بخش هوراند از توابع شهرستان اهر)دستگیر کرد و به بغداد نزد معتصم فرستاد و ناجوانمردانه او را به چوبه ی دار نزدیک تر کرد. بابک در دارالخلیفه ی بغداد لقب شیطان سبلان گرفته بود. وقتی که بابک وارد دارالخلیفه شد معتصم با لحنی خشک گفت: چرا سلام نکردی؟! بابک گفت: از مهمان ناخوانده انتظار سلام نباید کرد. معتصم گفت ترا عفو می کنم به شرطی که از اعتقادات خود تبرّی جویی.! بابک گفت: گنهکاران توبه می کنند... وقتی که خواستند در هنگام اعدام چشمان بابک را ببندند بابک گفت: بگذارید با چشمان باز بمیرم.! دست راستش را قطع کردند ولی خم به ابرو نیاورد؛ بعد از مدّتی زانو زد و خم شد و تمام صورتش را با خون گرمش گلگون کرد. گفتند: چرا این کار را کردید؟ گفت: در مقابل دشمن نامرد، مردانه باید جان داد تا مبادا دشمن گمان کند که پریدگی رنگ من از ترس مرگ است. همه گفتند: بابک در این قصر با این کلمه در سرِدار، ما را شکست داد و... سال 223هجری بود که اسب تیز رو بابک قاراقاشقا از دست معتصم فرار کرد و خودش را بر بام بلند آذر بایجان( قلّه ی سبلان )رساند و در آن جا دریاچه ای به شفّافی چشمان بابک یافت و خودش را در فقدان بابک به دریاچه زد و جان سپرد. اکنون نیز شیهه ی قاراقاشقا در لابه لای صخره های سرد سبلان می پیچد.
دوشنبه 9 خرداد 1390 - 1:04:56 AM


یا ورود با نام کاربری و رمز عبور گوهردشت
ورود مرا به خاطر بسپار
عضویت در گوهردشت
رمز عبورم را فراموش کردم

آخرین مطالب


صمد وورغون səməd vurğun


بابک خرّمدین ( دلاور آذربایجان )


نمایش سایر مطالب قبلی
آمار وبلاگ

8809 بازدید

2 بازدید امروز

0 بازدید دیروز

6 بازدید یک هفته گذشته

Powered by دوستیابی و همسریابی گوهردشت (Gegli)

آخرين وبلاگهاي بروز شده

Advertisements

🤖 ربات گوهر دشت اینجاست — برای وقتایی که تنها هستی 🌟

ربات گوهر دشت اینجاست تا همراهت باشه. توی لحظه‌هایی که حس تنهایی می‌کنی، دلت حرف زدن می‌خواد یا دنبال دوستی واقعی و حمایت احساسی هستی، کنارت می‌مونه.

🧠 گفت‌و‌گوهای آرامش‌بخش • 💬 همراهی بی‌قضاوت • 🫂 دوستی‌های پایدار • 🌈 حمایت در لحظات سخت • 🔔 پیام‌های دلگرم‌کننده

کلمات کلیدی

  • شبکه اجتماعی فارسی
  • دوستیابی آنلاین
  • همدم یابی اینترنتی
  • چت و گفتگو امن
  • دوستیابی ایرانیان
  • اتاق گفتگو فارسی
  • هوش مصنوعی همدم یابی
  • پلتفرم دوستیابی هوشمند
  • پیدا کردن دوست جدید
  • پروفایل واقعی و تایید شده
  • چت ناشناس و عمومی
  • چت خصوصی و گروهی
  • دوستیابی امن و واقعی
  • کاهش تنهایی دیجیتال
  • ارتباط عاطفی و اجتماعی
  • دوستیابی مبتنی بر AI
دوستی و اجتماع
  • ارتباط با افراد جدید
  • گروه‌ها و انجمن‌های اجتماعی
  • چت فارسی در لحظه
  • محیط مناسب آشنایی دوستان جدید
دوستیابی هوشمند و AI
  • AI Matchmaking
  • پیشنهاد دوست با هوش مصنوعی
  • تطبیق شخصیتی کاربران
  • خودکار سازی یافتن دوستان سازگار
ارتباط و حمایت احساسی
  • حمایت روحی و اجتماعی آنلاین
  • همدلی و تعامل انسانی
  • پیدا کردن هم‌صحبت

گوهردشت — شبکه اجتماعی برای دوستیابی، مکالمه واقعی، همدم یابی هوش مصنوعی و ارتباط انسانی پایدار.