دیوارهای خالی اتاق تنهاییم را
از تصویرهای خیالی او پر می کنم
خدای من چه زیباست
خدای من رنگین کمان خوشبختی ست
که پشت هر گریه
انعکاسش را
روی آینه دل می بینم
من با زبان یاس صدایش نکرده ام
و نه در حسرت و اندوه گذشته
رهایش ....
او در نهایت اشتیاق به من عاشق شد و
من در نهایت حیرت ....
حال ،
گاه گاهی که به هم خیره می شویم
او مرا می خواند و من او را می بویم...