از طپش های قلبم خجالت کشیده ام --- از اشک های جاری ام خجالت کشیده ام قلب خالی من پر است از عشق --- از به خودم دروغ گفتن خجالت کشیده ام در راه عشقم همانند یک گدا --- پژمرده و افسرده و خجالت کشیده ام نمی دانستم به قلبت مهمان آمدم --- از قلبم از میزبان و میهمان خجالت کشیده ام حس های که در درونم نیست می دانند! --- از التماس و از گریه و زاری خجالت کشیده ام می کشیدم نقش چشمانت را هر شب --- از ستاره های آسمان خجالت کشیده ام