بوی شب بوها با نسیم بهاری صورتش نوازش میکرد.پنجره اتاقش دقیقا روبروی گلدون شب بوی بزرگی بود که پدرش پارسال خریده بود.عطر شب بوها نزدیکهای سحر به بی نهایت می رسید.بیدار شده بود که درس بخونه ولی وقتی پشت میز مطالعه اش نشست بوی شب بوها چشمهاشو بست وبردش به یه رویای شیرین رویای شیرین دوست داشتن دوستی که فقط برای خودش دوستش داشت نه برای...دوستی که برای روح خسته وناآرامش یه پناهگاه بود.دوستی که...ای کاش یه همچین دوستی بود
چرا می گن مشکی رنگ عشقه؟ لطفا بخونید ونظرتون رو برام بنویسید
بمژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم
17016 بازدید
9 بازدید امروز
0 بازدید دیروز
10 بازدید یک هفته گذشته
Powered by دوستیابی و همسریابی گوهردشت (Gegli)
Copyright ©2003–2026 Gohardasht (Gegli Social Network) — All Rights Reserved.
Engineered by Dr. Mohammad Hajarian.
All platform architecture, software development, programming, design, and innovative algorithms have been fully and exclusively designed, developed and engineered by Dr. Mohammad Hajarian.
گوهردشت — شبکه اجتماعی برای دوستیابی، مکالمه واقعی، همدم یابی هوش مصنوعی و ارتباط انسانی پایدار.